بسم الله الرحمن الرحیم
دانشکده صدا و سیما – قم
گروه هنرهای رسانه ای
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی
عنوان :
شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی (با مطالعه موردی مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته)
استاد راهنما :
جناب آقای دکتر علی عباسی
استاد مشاور :
جناب آقای دکتر حجت الاسلام و المسلمین عبدالله متقی زاده
دانشجو :
حسین اسماعیلی
دی ماه 1393
الحمدلله رب العالمین
با سپاس فراوان از اساتید محترم
جناب آقای دکتر علی عباسی
جناب آقای دکتر حجت الاسلام و المسلمین عبدالله متقی زاده
جناب آقای نصرالله قادری
و همچنین
سرکار خانم رحیمی
جناب آقای دکتر سید حمید میرخندان
جناب آقای دکتر سید علی محمد آذربخش
جناب آقای دکتر محمد حسین رجایی فر
جناب آقای گودرزی
و سایر دوستان و عزیزانی که در تدوین این رساله بنده را یاری فرمودند .
و در نهایت سپاس ویژه از زحمات و محبت های بی شمار پدر و مادر عزیزم؛
پدرم که همواره مرا به علم آموزی و پیشرفت تشویق می کند
و مادرم به خاطر اینکه ناسپاسی های مرا همیشه می بخشد و همچون خدا مهربان است .
و همسر مهربان و صبورم
پیشکش به مولایمان، شمس الشموش، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه‌السلام)
پیشکش به کریمه اهل بیت ، حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
پیشکش به پدر و مادرم که همواره مرا پرورش می دهند بعد از رب
و
پیشکش به مظلوم دشت کربلا حضرت اباعبدالله الحسین ( علیه السلام )
به امید گوشه چشمی
چکیده
در این پایان نامه ، شخصیت پردازی شر در فیلمنامه نویسی بر مبنای تفکر اسلامی بررسی می شود . هدف از این بررسی ، رسیدن به سبکی در شخصیت پردازی است که با تفکر اسلامی نسبت به شر سازگارتر باشد . روش این تحقیق ، مشاهده و کتابخانه ای و با استفاده از منابع مربوط ، از طریق فیش برداری انجام گرفت . بررسی شخصیت پردازی از جنبه های متفاوت ، با استفاده از منابع موجود صورت گرفت .
مورد مطالعاتی این پایان نامه ، مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته بود و از آن جا که به نظر می رسید سبک ، نظریات و شیوه های پروپ و گریماس و الگوی کنشگران در شخصیت پردازی به مورد مطالعاتی نزدیک است ، به طور خاص به آن ها پرداخته شد .
نتایج این تحقیق نشان داد که هر چند اختلافاتی بین سبک و روش پروپ و گریماس و تفکر اسلامی در شخصیت پردازی شر موجود است ، اما اشتراکات نیز بسیار است و با بررسی هر دو ، شخصیت های شرور مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته را به تصویر کشیدیم .
کلید واژه ها : شخصیت پردازی ، شر ، فیلمنامه ، پروپ ، گریماس .
فهرست مطالب
فصل اول2
کلیات تحقیق2
1-1 . بیان مسئله3
1-2 . ضرورت تحقیق4
1-3 . اهداف تحقیق4
1-4 . سوالات تحقیق5
1-5 . کاربرد تحقیق5
1-6 . کلیدواژه ها و تعریف مفاهیم5
1-7 . روش تحقیق6
فصل دوم8
مبانی نظری تحقیق8
2-1 . پیشینه تحقیق9
2-2 . چارچوب نظری11
2 -2 -1 . تعریف روایت12
2 – 2 – 1 – 1 . تعریف روایت از منظر روایت شناسان ( ژرار ژنت و ژپ لینت ولت )12
2-2-2 . ولادیمیر پروپ14
2-2-2-1 . نظریه و تعریف روایت از منظر ولادیمیر پروپ17
2-2-3 . تودوروف18
2-2-4 . گریماس18
2-2-4-1. نظریه و تعریف روایت از منظر گریماس23
2 – 2- 5 . کنش24
2 – 2 – 6 . طرح شناسی25
فصل سوم29
یافته های تحقیق29
3-1. تعریف شخصیت30
3-2 . شخصیت شناسی30
3-3 . سیرت اشخاص داستان31
3-4 . ویژگی های منحصر به فرد شخصیت پردازی در سینما32
3-5 . انواع شخصیت ها و میزان اهمیت آنها33
3-5-1 . نشانه های شخصیت های اصلی34
3-5-2 . شخصیت های داستانی و زندگی واقعی35
3-5-3 . اهمیت شخصیت35
3-6 . شخصیت پردازی و حوزه تعریفی آن38
3-6-1 . روند پرداخت خمیره شخصیت38
3-6-2 . انواع شخصیت پردازی39
3-6-3 . مجموعه تکنیک های شخصیت پردازی39
3-6-4 . درک درست از شخصیت پردازی40
3-7 . شخصیت پردازی در فیلمنامه نویسی41
3-8 . باور پذیر کردن شخصیت41
3 – 8 – 1 . ابزار های لازم برای باور پذیر کردن شخصیت42
3-8-2 . تغییر پذیری در شخصیت44
3-8-3 . کشمکش و تضاد در شخصیت پردازی44
3-8-4 . احساسات مخاطب و شخصیت ها46
3-8-4-1 . حس همدردی ماندگار نسبت به شخصیت46
3-8-4-2 . حس تنفر نسبت به شخصیت47
3-9 . شخصیت پردازی افراد شرور49
3-9-1 . بررسی دو نمونه شخصیت شرور در متون داخل و خارج49
3-9-1-1 . شخصیت های منفی در شاهنامه49
3-9-1-2 . ضد قهرمان های تراژدی های شکسپیر51
3-9-2 . نیروی مخالف و شخصیت شرور52
3-10 . شخصیت زن افسونگر57
3 – 11 . شر و منشا آن57
3 – 11 – 1 . تضاد در عالم و رابطه آن با خیر و شر59
3 – 11 – 2 . نقش شرور در خلیفه الله شدن انسان61
3 – 12 . مفهوم خیر و شر در قرآن و روایات63
3 – 12 – 1 . شخصیت و شخصیت پردازی در قرآن65
3 – 12 – 2 . شیوه ارائه شخصیت ها در قرآن65
3 – 12 – 2 – 1 . هدایت انسان66
3 – 12 – 2 – 2 . انسان ، آزادی و خلیفه الله شدن67
3 – 13 . مورد مطالعاتی : مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته68
فصل چهارم80
نتیجه گیری80
4 – 1 . مقدمه81
4 – 2 . جمع بندی نتایج82
4 – 3 . ارائه راهکارها83
فهرست شکل ها
الگوی 2 – 113
الگوی 2 – 214
تصویر 2 – 121
الگوی 2 – 327
تصویر 3 – 169
تصویر 3 – 270
الگوی 3 – 172
الگوی 3 – 273
الگوی 3 – 374
جدول 3 – 175
جدول 3 – 275
جدول 3 – 376
جدول 3 – 477
جدول 3 – 577
تصویر 3 – 378
مقدمه
انسان ، به مرور از نقل و روایات قصه ها به سمت نمایش قصه ها پیش رفت و تئاتر را تشکیل داد ، پس از آن به فیلم روی آورد و امروزه اکثر قصه ها را با فیلم نمایش می دهند که فیلمنامه ، مرحله اصلی و مقدماتی آن است و توسط فیلمنامه نویس ، نوشته می شود . حوزه فیلمنامه نویسی نیز به همین منظور به وجود آمد.
ترسیم شخصیت ها از طریق فیلم ، تفاوت های بسیاری با ترسیم شخصیت ها در ادبیات و هنرهای کلامی دارد . در فیلمنامه ، فیلمنامه نویس باید شخصیت ها را وادار کند تا به ما نشان دهند که چه تفکر و احساسی دارند . ترسیم شخصیت ها در سینما به نظر بسیاری از اهل فن ، مشکل ترین نوع شخصیت پردازی است . ( مهرینگ ، 1376 )
شیطان در سینما معمولا مظهر ایجاد وحشت ، وسوسه ، فریب ، پلیدی و گاه نابودی است . یک بستر داستانی دراماتیک ، که میدان نبرد خیر و شر است ، نیاز به قهرمان و ضد قهرمان دارد و به قول خودمان آدم بده و آدم خوبه می خواهد . عموما در فیلم های “شیطان دار”، شیطان آنتاگونیست ماجراست و در این فیلم ها ، نقش بسیار مهم “شر” را دارد .
شیطان و شخصیت های شرور در سینما غالبا از قدرتی بلامنازع برخوردار هستند و این قدرت ، ریشه در ماهیت فرامادی شیطان دارد . گاه درجلد انسان ها و گاه در جلد حیوانات و یا اشیا فرو می رود ، مرزهای زمان و مکان را پشت سر می گذارد و می تواند به هر چهره و شکلی درآید . از این رو ، قهرمان داستان برای مواجهه و مقابله با او و غلبه بر او کار بسیار دشوار و گاه غیرممکنی پیش رو دارد . درعین حال همین ویژگی ها ، شیطان را واجد جذابیت های تصویری و دراماتیک بسیاری می کند که باعث می شود همواره میان فیلمنامه نویسان و فیلمسازان ، مشتری داشته باشد .
این رساله قصد دارد به بررسی شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی بپردازد . ابتدا به مباحث شخصیت پردازی از جنبه های متفاوت پرداخته می شود ، سپس رویکرد اسلام نسبت به شناسایی شر بررسی می شود ، که برای این منظور ، روی یک مصداق ؛ مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته کار می شود.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 . بیان مسئله
در این پایان نامه قصد داریم تعریفی از شر ، شخصیت پردازی و ترکیب این دو با هم بدهیم و بررسی کنیم شر در فرهنگ دینی ما به چه معناست ، چگونه پدید می آید و در یک اثر هنری چگونه خود را نشان می دهد ، شخصیت یا قهرمان چیست ، شخصیت پردازی چیست ، آیا شخصیت پردازی در یک متن نمایشی با یک فیلمنامه متفاوت است . اصول و روش صحیح برای خلق شخصیتی مناسب ( شر و خیر ) یا قهرمان مثبت یا منفی در فیلمنامه یا یک مجموعه تلویزیونی به چه صورت می باشد . ابتدا مختصات شر از کلام اسلامی و شیعی مورد بررسی قرار می دهیم و مرز بین اختیار انسان ( همان شخصیت های سریال معصومیت از دست رفته ) و شرارت شیطان را معلوم کنیم . می خواهیم ببینیم آیا شر فقط زبان نمادین دارد و آیا ابزارهای دیگری هم برای نشان دادن آن موجود هست یا خیر . برای یافتن شخصیت های شریر در مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته از نظریه های گریماس و پروپ استفاده کرده ایم و کارکردهایش را بر اساس همان نظریات مشخص نموده ایم .
شخصیت ها باید در زمینه ای گسترش یابند و آن پیرنگ است . هر شخصیت برای منظور خاصی در فیلمنامه جای می گیرد . خلق و پی ریزی شخصیت مانند کشف دیدگاه ها ، علایق ، سلیقه ها ، نیازها، الگوهای رفتاری و واکنش های گوناگون است . ( مهرینگ ، 1376 )
قصه را می توان بیان سرگذشت واقعی یا غیرواقعی دانست که مبتنی بر هدف و اندیشه ای است و دارای سه عنصر اصلی موضوع ، شخصیت و گفتگو است . در طول آن معمایی مطرح می شود یا گره ای می آید که در پایان ، آن معما حل و گره گشوده می شود . قصه انواعی دارد ، واقعی ( واقع گرا ) و غیرواقعی ( مثل افسانه ها و قصه های پریان ) . عناصر قصه عبارتند از : طرح ، شخصیت ، عمل و گفتگو . در این بین شخصیت مهمترین عنصر یک قصه یا اثر داستانی است ، محور اصلی قصه است که با اعمال خود به قصه موجودیت می بخشد . ( داغه چی فیروزجایی ، 1386 )
در این پایان نامه به بررسی شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی بر اساس الگوی کنشگران پرداخته می شود .
با توجه به اینکه پایان نامه باید در رابطه با موضوع خاص باشد ، لذا سعی می شود که اولا به بررسی اجمالی و کلی شر و افراد شرور بر مبنای تفکر اسلامی پرداخته شود و سپس به مورد مطالعاتی این پایان نامه ، مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته رسیدگی شود .
نتیجه کاربردی این پایان نامه به این سمت نخواهد بود که حتما شر یا افراد شرور شبیه به آنچه در تفکرات اسلامی ذکر شده ساخته شود ، البته آن هم می تواند باشد ، اما مهم تر و کاربردی تر از آن ، این است که بتواند از شر ، در هر شکل و قالبی ، حتی یک شی کوچک ، شخصیت پردازی هایی در جهت اهداف اسلامی و با رویکرد اسلامی ارائه دهد .
1-2 . ضرورت تحقیق
امروزه مجموعه های تلویزیونی بسیاری به ارائه داستان هایی با مضامین خیر و شر می پردازند و سعی در به تصویر کشیدن شیطان بر مبنای فرهنگ دینی ما را دارند . از این رو چگونگی بازنمایی درست و متناسب این مفاهیم بر اساس یک تحقیق علمی با رویکرد نشانه – معنا شناسی اجتناب ناپذیر جلوه می کند .
تا کنون پژوهشی با این عنوان ( شخصیت پردازی شر بر مبنای تفکر اسلامی ) انجام نشده است . و این که در این پژوهش سعی بر این است تا با استفاده از تفکرات اسلامی و شیعی و نظریه های پروپ و گریماس ، به رویکرد اسلام به مساله شر رسید و از آن در فیلمنامه و مجموعه های تلویزیونی برای شخصیت پردازی شر استفاده کرد .
1-3 . اهداف تحقیق
هدف اصلی
– بررسی شخصیت پردازی شر در فیلمنامه و مجموعه های تلویزیونی با رویکرد تفکر اسلامی
هدف های فرعی
– شناخت شر و افراد شرور بر مبنای تفکر اسلامی .
– شناخت شر و افراد شرور از منظر فیلمنامه و نمایشنامه نویسی .
– بررسی شخصیت پردازی شخصیت های شر در مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته .
– شناخت و بررسی نظریه پروپ و گریماس در شخصیت پردازی .
1-4 . سوالات تحقیق
سوال اصلی
شخصیت پردازی و شخصیت شرور در فیلمنامه و در تفکر اسلامی چگونه است ؟
سوالات فرعی
– در فیلمنامه ، شخصیت چیست و شخصیت پردازی چه گونه است ؟
– شر و افراد شرور بر مبنای تفکر اسلامی و شیعی چه کسانی هستند ؟
– شخصیت های شر در مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته که می باشند و چگونه نشان داده شده اند ؟
– نظریه پروپ و گریماس در شخصیت پردازی چیست ؟
1-5 . کاربرد تحقیق
چگونه از مفاهیم و مضامین اسلامی در به تصویر کشیدن مناسب و قابل قبول شخصیت های خیر و شر در مجموعه های تلویزیونی استفاده نماییم و چگونه شخصیت پردازی درست را وارد سریال های خود کرده و خیر و شر را از طریق آن برای مخاطب به نمایش درآوریم.
به فیلم نامه نویسان و کارگردانان ، ابزار و عناصری در زمینه شخصیت پردازی شر و افراد شرور می دهد که با رویکرد اسلامی هم سویی دارد و در جهت اهداف اسلام است .
1-6 . کلیدواژه ها و تعریف مفاهیم
شخصیت پردازی : ساختن و پرداختن شخصیت در یک داستان ، نمایش یا فیلم است . (انوری ، 1381 ، 44- 62) اشخاص ساخته شده ای ( مخلوقی ) را که در داستان و نمایشنامه و … ظاهر می شوند ، شخصیت می نامند . شخصیت در اثر روایتی یا نمایشی فردی است که کیفیت روانی و اخلاقی او در عمل او و آنچه می گوید و می کند وجود داشته باشد . خلق چنین شخصیت هایی را که برای خواننده در حوزه داستان ، تقریباً مثل افراد واقعی جلوه می کنند ، شخصیت پردازی می خوانند . (میرصادقی ، 1385 ، 84)
شخصیت : 1 0 مجموعه خصایص باطنی و رفتارهای اجتماعی یک شخص . 2 . مجموعه خصوصیات یک انسان . ( معین ، 1381 ، 575 )
شخصیت در فیلمنامه ، کسی است که ماجرا بر او واقع می شود و یا خود ، ماجرا را به وجود می آورد و شالوده اساسی فیلمنامه است . ( فیلد ، 1380 ، 20 )
شر : 1 . بدشدن ، بدی کردن ، بدی ، فساد ، نقیض خیر . 2 . بدکار ، بدکارتر ، بدکردارتر ، بسیار شریر . (عمید ، 1379 ، 790 )
شر در برابر خیر ، مفهومی قریب به بداهت است . در فلسفه اخلاق خیر به وجود ، وجود مطلوب و لذت ؛ و شر به عدم ، فقدان کمال و درد و رنج تعریف شده است .
در یک تقسیم بندی متداول ، شر را از جهت مصداق به دو دسته تقسیم می کنند : شر اخلاقی و شر طبیعی . شر اخلاقی ، شری است که مستقیماً در نتیجه عمل ناپسند انسانی به وجود می آید ؛ مانند قتل، دزدی، غارت و تجاوز . همچنین زلزله، آتشفشان، سیل، طوفان و امراض لاعلاج نیز نمونه‌هایی از شرور طبیعی هستند . ( سبحانی و محمدرضایی ، 1386 ، 122 )
1-7 . روش تحقیق
اینک به مرحله‌ای می رسیم که باید در آن به بیان روش و متد استفاده شده در این پایان نامه پرداخت . هدف اصلی این مرحله جمع آوری اطلاعات درمورد تحقیق می باشد. برای رسیدن به این هدف باید اطلاعات بدست آمده را جمع بندی نمود .
از فصل اول تا اواسط فصل سوم پایان نامه مربوط به مبانی نظری شخصیت ، شخصیت پردازی ، شر و افراد شرور بر مبنای تفکر اسلامی و قرآن در فیلمنامه و مدل کنشگران است که به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است و از اواسط فصل سوم تا انتهای آن فصل شامل ترسیم پیرنگ روایی و مدل کنشگران بر اساس مبانی نظری مطرح شده است . به این طریق که از طریق مشاهده و پس از معرفی شناسنامه سریال معصومیت از دست رفته ، سه وضعیت آغاز ، میانه و پایان و نیز شخصیت های آن مورد بررسی و واکاوی قرار می گیرد . فصل چهارم دربرگیرنده نتایج پژوهش می باشد .
از لحاظ جمع آوری اطلاعات ، روش کتابخانه ای است که با مراجعه به کتب دینی و ادبی وسپس تهیه‌ی فیش از مباحث گوناگون تهیه شده است . روش کتابخانه ای در تمامی تحقیقات علمی مورد استفاده قرار می گیرد ، ولی در بعضی از آن ها در بخشی از فرآیند تحقیق از این روش استفاده می شود و در بعضی از آن ها موضوع تحقیق از حیث روش ، ماهیتا کتابخانه ای است و از آغاز تا انتها متکی بر یافته های تحقیق کتابخانه ای است . در تحقیقاتی که ماهیت کتابخانه ای دارند تقریبا تمام تلاش محقق در کتابخانه ها صورت می پذیرد . ( حافظ نیا ، 1385 ، 196 ) در مواردی هم به سایت‌های اینترنتی رجوع شده است .
مشاهده یکی از روش های موثر و کارآمد در تحقیقات موردی است . روش مشاهده به محقق اجازه می دهد که مستقیما پدیده مورد مطالعه را ببیند و واقعیت را به صورت مستقیم و بی واسطه درک کند . روش مشاهده نه تنها خود به طور مستقل می تواند یک منبع قوی و شیوه ای مناسب برای گردآوری اطلاعات بویژه در تحقیقات آزمایشگاهی باشند ، بلکه به عنوان یک روش تکمیلی در کنار سایر روش‌های گردآوری اطلاعات نیز استفاده می شود . از روش مشاهده در اکثر رشته های علوم انسانی و دیگر تحقیقات مشاهده پذیر استفاده می شود . ( حافظ نیا ، 1385 ، 240 )
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
” هر اثر هنری ، نمایش بیرونی ماهیت درونی یا تظاهر بیرونی واقعیت ذهنی است . ”
سوزان لانگر
2-1 . پیشینه تحقیق
” بررسی شخصیت در فیلم های تاریخی – مذهبی ” 1392 ، فرجامی ، اعظم ، قم ، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
این کتاب پژوهشی است در خصوص هفت فیلم و سریال ساخته شده درباره تاریخ زندگی ائمه اطهار ( علیه السلام ) و معاصران ایشان که به بررسی تخصصی شخصیت های تاریخی و ملزومات آن می پردازد .
زبان گفت و گو در فیلم های تاریخی که با توجه به بازسازی فضای تاریخی داستان دارای اهمیت بوده و نیز نشانه ها و شیوه های خاص بیانی و اجرای شخصیت های مثبت و منفی در فیلم ها از مواردی است که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است . این کتاب شامل چهار فصل است .
در فصل نخست ،پس از تعریف اصطلاح های لازم ، به معرفی کوتاه فیلم ها پرداخته می شود . انواع شخصیت هایی که نویسنده در این گونه فیلم ها بر اساس میزان پای بندی به واقعیت خلق می کند ، به شخصیت های واقعی ، کشف شده و تخیلی ، قابل تقسیم است که بحث فصل دوم را تشکیل می دهد . در کنار بحث آفرینش و خلق شخصیت ، به مسئله زبان و گفت و گو در فیلم تاریخی – مذهبی اشاره می شود ؛ زیرا زبان در بازسازی فضای تاریخی داستان نقش مهمی دارد . تفکیک شخصیت مثبت و منفی در فیلم های تاریخی – مذهبی ، بنا به اقتضای ماهیت این داستان ها ، دسته بندی رایجی است . هر یک از دسته ها نیز با نشانه ها و شیوه های خاص بیانی و اجرایی ، معرفی می شوند ؛ گرچه در این معرفی ها رعایت بایسته هایی الزامی است .مباحثی از این دست موضوع فصل سوم است . ویژگی جنبی طرح شخصیت ، مانند لباس ، صحنه پردازی و بازیگری در فصل چهارم ، تحلیل و بررسی می شود . برآیند و برآمده های پژوهش نیز در مبحث پایانی به اجمال می آید .
” بررسی قصه یوسف در قرآن و ادبیات فارسی با تاکید بر شخصیت پردازی ” 1377 ، ماسوری ، شکوفه ، رشته کارگردانی ، کارشناسی ارشد ، دانشگاه تربیت مدرس ، دانشکده هنر ، استاد راهنما ، احمد محمدی
این پایان نامه چهار فصل داشت با عناوین : 1 . بررسی تطبیقی قصه یوسف با استفاده از منابع مختلف تا در چارچوب اصلی قصه به دست آید 2 . نشانه شناسی قصه یوسف 3 . بررسی داستانی قصه یوسف 4 . بررسی دراماتیک قصه یوسف .
در فصل اول ، قصه یوسف را از قران و ادبیات جمع آوری کرده و یک قصه واحد به دست آوردند . در فصل دوم و بقیه فصل ها به این پرداخته اند که قصه یوسف بر دو محور حادثه و شخصیت استوار است و مهم ترین عنصر حاضر در آن شخصیت است که اصلی ترین ویژگی شخصیت های قصه یوسف وجود تضاد درآن هاست و این که شخصیت ها تخت نیستند ، بلکه چند بعدی اند و این وجه تمایز قصه یوسف با سایر قصه هاست ، زیرا در قصه ها قهرمان وجود دارد ولی در قصه یوسف شخصیت وجود دارد و این باعث می شود که قصه یوسف به داستان امروزی نزدیک شود . در این پایان نامه تقریبا به این مسایل پرداخته و قابل ارزش است ، اما بیشتر به صورت تطبیقی کار کرده بود و مختص قرآن نبود و در جایی از فصل اول نیز این گونه بیان می کرد که در قرآن کریم قصه یوسف صرفاً برای سرگرمی آمده و برای همین احسن القصص نامیده شده ، در حالی که این گونه نیست و جتی اگر شان نزول آیه مربوط به آن شود باز هم نمی توان گفت هدف قرآن از قصه ، صرفاً سرگرمی است ، بلکه این وسیله ای برای رسیدن به هدف متعالی خداوند و هدایت انسان هاست .
” شخصیت های منفی در شاهنامه ” 1385 ، کریمی نژاد سرابی ، هادی ، رشته زبان و ادبیات فارسی ، کارشناسی ارشد ، دانشگاه آزاد مشهد ، استاد راهنما ، محمد حسین خسروان
این پایان نامه شامل دو بخش است ، در بخش اول به شخصیت های منفی شاهنامه در سه دوره اساطیری ، پهلوانی و تاریخی می پردازد و در بخش دوم به شخصیت های منفی آن از جنبه دیگری نگاه می کند که شامل توطئه گران ، جنایتکاران ، خیانتکاران و آزمندان می شود .
تقسیم بندی شخصیت های منفی در هر دو بخش و ارائه ان ها به طور تحلیلی و به خوبی صورت گرفت . هدف و دیدگاه عالی فردوسی و مبارزه با اهریمن در پایان نامه به خوبی مشاهده می شود . در بعضی موارد به شباهت داستان های شاهنامه با داستان های قرآن اشاره می شد که قابل توجه بود ، از جمله : شباهت داستان ضحاک ستمگر و فریدون با فرعون ستمگر و حضرت موسی ( علیه السلام ) ، شباهت داستان فریدون با یعقوب پیامبر که هر دو محبت بیشتری به یکی از فرزندان که از مادر دیگری است دارند و باعث حسادت برادران خود می شوند .
اما با این همه بیشتر روی تحلیل داستان ها و آوردن نام اشخاص و تقسیم بندی آنها در دوره خاص کار می شد و کمتر به شخصیت پردازی آنها پرداخته می شد .
” بررسی شخصیت های ضد قهرمان در تراژدی های شکسپیر بر مبنا آراء فروید و آدلر ” 1383 ، مدنی ، علی ، رشته ادبیات نمایشی ، کارشناسی ارشد ، دانشگاه آزاد تهران مرکز ، دانشکده هنر و معماری ، استاد راهنما ، فرشید ابراهیمیان
این پایان نامه پنج فصل دارد . فصل اول ، زندگی و آراء فروید و آدلر ؛ فصل دوم ، نقد روانشناختی ؛ فصل سوم ، تراژدی و شخصیت همراه با تحلیل روانشناختی ؛ فصل چهارم ، شکسپیر ؛ فصل پنجم ، تحلیل تراژدی های شکسپیر .
این پژوهش به بررسی قوت شخصیت های ضد قهرمان تراژدی های شکسپیر در پیچیدگی های شخصیتی و روانشناسی آن ها ، مبنی بر آراء فروید و آدلر پرداخت ، که از این منظر خوب بررسی کرد . در ضمن باید گفت که نمی توان همه زوایای شخصیت پردازی ضد قهرمان ها را بر روی مسایل روانشناسی کشاند .
” شخصیت پردازی طاغوت در فیلمنامه نویسی ، با رویکرد قرآنی ( با تکیه بر فرعون و نمرود ) ” 1393 ، صالحی زاده سوق ، فهیمه سادات ، رشته ادبیات نمایشی ، کارشناسی ارشد ، دانشکده صدا و سیما قم ، استاد راهنما ، عبدالله متقی زاده
این پایان نامه شامل سه بخش است . بخش اول ، کلیات تحقیق ؛ بخش دوم ، یافته های تحقیق ؛ بخش سوم ، جمع بندی و نتیجه گیری .
در این پایان نامه ، شخصیت پردازی طاغوت در فیلمنامه نویسی با رویکرد قرآنی بررسی می شود . هدف از این بررسی ، رسیدن به سبکی در شخصیت پردازی است که با رویکرد قرآنی نسبت به طاغوت سازگارتر باشد . و از آنجا که به نظر می رسید سبک و روش برتولت برشت در شخصیت پردازی ، با رویکرد قرآنی نسبت به طاغوت سازگارتر است ، پس روی سبک ، نظریات و شیوه او در شخصیت پردازی به طور خاص پرداخته شد .
2-2 . چارچوب نظری
ارسطو نخستین کسی بود که به شخصیت پردازی توجه کرد و شخصیت را در نمایش بررسی کرد . در فن شعر ؛ شخصیت ، ماهیت و سرشت قهرمانان تراژدی را باز می نماید . در قرون وسطی نیز شخصیت پردازی مورد توجه نویسندگان بود . در سده هفدهم میلادی توجه بیشتری به آن شد و نوع ادبی جدیدی به نام چهره نگاری ایجاد شد . در چهره نگاری ، نویسنده به خصوصیات جسمانی و روحانی افراد پرآوازه توجه می کند و به تفصیل و تشریح آن ها می پردازد . از اواسط سده هجده میلادی رفته رفته انسان محوری جایگاه ویژه ای در ادبیات داستانی پیدا کرد و بعضی نویسندگان به چهره نویسی رو آوردند که این شیوه پردازی های هنری جیمز ، نویسنده آمریکایی که کنش و شخصیت را متأثر از یکدیگر می دانست به اوج خود رسید . با گسترده شدن ادبیات و سر برآوردن مکتب های گوناگون ادبی ، نقش و تأثیر شخصیت در داستان نیز صورت های گوناگونی یافت . نظریات متفاوتی بر این مبنا حاصل شد که 1 . شخصیت فقط یکی از اشخاص داستان یا نمایش است : به خواست نویسنده وارد داستان می شود و به خواست او عمل می کند و بیرون می رود . 2 . شخصیت پدیده ای پدیدار شناختی است : منفعل نیست ، بلکه پویاست و هستی او از لابلای کنش داستان یا نمایش آشکار می گردد و گاهی مبنکرانه عمل می کند و مسیر حرکتش را خودش انتخاب می کند و هر شخصیت زبان ویژه خود را دارد . ( انوشه ، 1376 ، 860 – 863 )
مباحثی که در ادامه می آید ، با بررسی شخصیت و شخصیت پردازی در داستان ، نمایشنامه و فیلمنامه به دست آمده که ارتباط نزدیکی به یکدیگر دارند و البته بیشتر ، موارد مرتبط با فیلمنامه نویسی لحاظ شده است .
2 -2 -1 . تعریف روایت
هدف از این قسمت تعریف روایت از منظر روایت شناسان است . تعریف از منظر روایت شناسان گروهی از نطریه پردازان تعریف خود را بر پایه تقابل کنشگران از یک سو و راوی و مخاطب از سوی دیگر پایه ریزی کرده اند . اشمیت ، پرنس ، بوث ، ژرار ژنت ، ژپ لینت ولت و دیگران متعلق به این گروه اند . ( عباسی ، 1393 ، 37 – 38 )
2 – 2 – 1 – 1 . تعریف روایت از منظر روایت شناسان ( ژرار ژنت و ژپ لینت ولت )
روایت شناسی یا علم عمل روایت شاخه ای علمی است که فنون و ساختارهای روایی را که در متون ادبی متجلی شده مطالعه می کند ؛ این علم ، فنون درونی یک روایت را که خودش از داستانی نقل شده تشکیل شده است بررسی می کند . در واقع ، مطالعه گفتمان روایت سعی دارد اصول مشترک تشکیل دهنده متون را نشان دهد ، اصولی که سعی دارند جهان گستر و فراگیر باشند . بدین ترتیب ، تلاش بر این است تا روابط ممکن بین عناصر سه تایی ، یعنی داستان ، روایت و عمل روایت دیده شود : این روابط در دل چهار مقوله اساسی یعنی وجه ، موقعیت روایی ، سطح و زمان دیده می شود و هدف روایت شناسی مطالعه این مقوله ها و روابط بین آن هاست . ( عباسی ، 1393 ، 38 )
با در نظر گرفتن تمام وجوهی که یک اثر ادبی را به وجود می آورند ، اکنون می توان آن ها را در الگوی ذیل معرفی نمود . این الگو که لینت ولت دائماً از آن سود می جوید ، از طرح ارتباط اشمیت الهام گرفته شده‌است.
وجوه متن روایی ادبی
الگوی 2 – 1
اکنون بر اساس الگوی بالا و تقابل حاصل شده بین راوی و کنشگران از یک سو و نویسنده انتزاعی و راوی از سوی دیگر و همچنین تقابل های دیگری که در این الگو وجود دارد می توان تعریف روایت را بر اساس نظریه لینت ولت ارائه داد :
« منظور از روایت ، یک متن روایی است که نه تنها شامل گفتمان روایی بیان شده توسط راوی است ، بلکه شامل گفتمان بیان شده کنشگران و نقل قول هایی است که راوی از گفته های کنشگران ارائه کرده است . بنابراین ، روایت در زنجیره و در تناوب گفتمان های راوی و گفتمان کنشگران شکل می گیرد . » ( عباسی ، حجازی ، 1390 ، 25 – 26 )
مطابق این تعریف ، روایت یا همان داستان تلفیقی است از دنیای روایت شده و دنیای نقل شده .
روایت : گفتمان راوی + گفتمان کنشگران
داستان یا دیه ژز : جهان روایت شده + جهان نقل شده
بر این اساس ، الگوی بالا را کامل تر می کنیم و وجوه متن روایتی ادبی را در الگوی زیر به شکل کامل ارائه می دهیم . ( عباسی ، 1393 ، 40 )
وجوه متن روایتی ادبی
الگوی 2 – 2
2-2-2 . ولادیمیر پروپ
اولین بار ارسطو به ارتباط کاراکتر و کنش اشاره کرد . از منظر ارسطویی نقش کاراکتر در کنش انکارناپذیر است . ولادیمیر پروپ در کتاب ریخت شناسی قصه های پریان قهرمانان قصه های عامیانه روسی را از منظر کنشی بررسی کرد . او به شکلی مستقل به نقش کاراکتر در کنش اثر توجه نمود . اما دیدگاه او همان دیدگاه ارسطویی یا کاراکتر نمایشی نیست . ( قادری ، 1388 ، 196 )
اساسا معتقدان به این نظریه بر این باورند : هر شخصیت در داستان نقشی به عهده دارد که باید آن را انجام دهد و در حقیقت شخصیت چیزی جز بازیگر نیست . از این رو معتقدان به این نظریه شخصیت را کنشگر ( actant ) می نامند . از دید نظریه کنشی ویژگی و مشخصه های معنایی شخصیت چندان مهم نیست ، حتی جنسیت او هم اهمیت ندارد ، بلکه همه هستی شخصیت در نقشی خلاصه می شود که در داستان به عهده دارد . امروز شکل گرایان ، ساختارگرایان و نشانه شناسان به این نظریه معتقدند . ( اخوت ، 1371 ، 145 )
پروپ یکی از منتقدین برجسته در حلقه فرمالیست های روس است . قطعا سایر فرمالیست ها و نیز بخش مهمی از ساختارگرایان فرانسوی از کار او تاثیر پذیرفته اند . پروپ مطالعاتش را بر اساس قواعد صوری انجام داد ؛ به همین خاطر اثرش را ریخت شناسی خواند . نزد او واژه ریخت شناسی به معنای توصیف حکایت ها « بر اساس واحدهای تشکیل دهنده آنها و مناسبات این واحدها با یکدیگر و کل حکایت است . » ( احمدی ، 1370 ، 144 – 145 )
این نظریه پرداز روسی ، عمده نظریات خود را درباره روایت ، در سال 1938 در کتاب « ریخت شناسی قصه های پریان » منتشر کرد . پروپ روایت را این گونه تعریف می کند : متنی که تغییر وضعیت را از حالت پایدار به حالت ناپایدار و دوباره بازگشت آن به حالت پایدار بیان می کند . پروپ این تغییر وضعیت را رخداد ( Event ) می نامد . به نظر پروپ رخداد یا تغییر وضعیت پایه و اساس روایت است .
پروپ نشان داد که ساختار نهایی روایت را می توان یافت . او سعی کرد از ساختارهای پیچیده یک متن به اجزاء ساده آن برسد ، یعنی همان روشی را که چامسکی سعی کرد نشان دهد که چگونه جمله های پیچیده از جمله های ساده نتیجه می شوند ؟
این سویه ترکیبی حکایت ها که پروپ ، نخستین بار کشف کرده بود ، راهگشای بسیاری از مباحث اصلی نظریه جدید ادبی شده است . تنها به عنوان مثال می توان از بحث یاکوبسن درباره استعاره / مجاز مرسل و لوی استروس درباره قطعه بندی یاد کرد . ( احمدی ، 1370 ، 148 )
با انجام مطالعه تطبیقی در مورد صدها قصه ، پروپ به این نتیجه رسید که تمام قصه های مورد مطالعه اش را می تواند به یک نظام مشترک تقلیل دهد . و این نظام مشترک از عناصری تشکیل شده که با یکدیگر در پیوند هستند . او این قصه ها را از جنبه ساختاری مورد بررسی قرار داد و هدف او این بود که کدام مجموعه قوانین ساختار یک قصه را می سازند ؟ او بعد از پژوهش هایش به این نتیجه رسید که چهار عامل ثابت در تشکیل یک قصه موثر هستند :
1 – شخصیت های داستانی تغییر می کنند ، اما نقش آنها ثابت باقی می ماند .
2 – تعداد کارکردها ( Function ) ثابت است .
3 – توالی و ترتیب کارکردها همیشه مشابه است .
4 – بر اساس ساختارشان ، تمام قصه های عامیانه به یک گونه برمی گردند .
( عباسی ، 1385 )
ولادیمیر پروپ بعد از اینکه برای حکایت فولکلوریک به عنوان نمایشی بر روی مسیری زمان مند ، سی و یک نقش ویژه را برشمرد ، این موضوع را درباره ی الگوهای کنش و یا به قول خودش شخصیت های نمایشنامه مطرح کرد . دریافت او از الگوهای کنش کارکردی است و به نظر او شخصیت ها با گستره های کنشی که در آن سهیم اند ، مشخص می شوند . این گستره ها به وسیله مجموعه نقش ویژه هایی که به آنها مربوط می شود تشکیل می گردد . در نتیجه اگر شخصیت ها بتوانند در یک قصه – حادثه ( tale – occurrence ) ساخته شوند ، الگوهای کنش که دسته بندی های شخصیت ها هستند می توانند فقط از مجموعه همه ی حکایات ایجاد شوند ؛ زنجیره ای از شخصیت ها یک حکایت ویژه را تشکیل می دهد و ساختاری از الگوهای کنش موجد یک ژانر می شوند . الگوهای کنش به این ترتیب یک وضعیت فرازبانشناسی نسبت به شخصیت ها دارند . در ضمن یک تحلیل کارکردی یعنی نظام حاصل از گستره های کنش را نیز در بردارند . این روند دوگانه ، یعنی ایجاد شخصیت ها با توصیف نقش ویژه ها و کاهش دسته بندی شخصیت ها به الگوهای کنشی ژانر برای پروپ مجوزی است تا یک فهرست معین از الگوهای کنش ایجاد کند .
پروپ از این منظر کاراکترها را به هفت دسته تقسیم می کند :
1 – قهرمان
2 – اعزام کننده
3 – آدم شریر
4 – یاری دهنده
5 – بخشنده
6 – شخص مورد جستجو
7 – قهرمان قلابی
اگرچه همه اینها در داستان یک نقش دارند – یعنی همه کنش گرند – ولی ماموریت هر یک متفاوت است . ( قادری ، 1388 ، 196 )
پروپ بعد از مطالعاتش بر روی قصه های اسرارآمیز پریان متوجه شد هر چند شخصیت های داستانی این روایت ها گوناگون هستند ولی نقش های آنها محدود است . او در این روایت های گوناگون حوادث مشابهی را دید که دائما از داستانی به داستان دیگر تکرار می شود . پروپ یادآوری می کند که مطالعاتش فقط روی کارکردها ( Functions ) استوار است و به شخصیت هایی که این کارکردها را انجام می دهند اهمیت نمی دهد . ( Adam , 1994 , 16 )
ما به بررسی اهمیت شخصیت در متون داستانی عادت داریم . مثلاً آموزش های ادبی ما عمدتاً معطوف به مطالعات شخصیت است و این که سعی کنیم بفهمیم چه چیز شخصیتی را « مشخص » می سازد . به هر حال پروپ به انگیزه های روان شناختی شخصیت های منفرد علاقه ندارد ، بلکه به کارکرد آن ها در روایت نظر دارد . پروپ این کارکردها را به دو صورت تعیین کرد : کنش های شخصیت ها در داستان و نتایج این کنش ها برای داستان .
باید اشاره کرد که هر کارکردی به نحو منطقی از کارکرد قبلی بسط می یابد . در اغلب روایات شخصیت ها هستند که کنش ها را آغاز می کنند و نسبت به آن ها واکنش نشان می دهند . بدین ترتیب کنش های مذکور باید در بین شخصیت های متن توزیع شود . پروپ این شخصیت ها را « عرصه های کنش » نامید که روشی مفید برای اشتباه نگرفتن « شخصیت ها به منزله کارکردهای روایی » با « شخصیت ها در حکم وجودهای روان شناختی » است . ( لیسی ، 1383 )
2-2-2-1 . نظریه و تعریف روایت از منظر ولادیمیر پروپ
پروپ در قصه های عامیانه هفت نقش و 31 کارکرد را تشخیص داد . و در واقع ، این کارکردها پاره‌های سازنده حکایت هایند . وانگهی این کارکردها از « دور شدن » آغاز و به « ازدواج » ختم می شود . بر اساس این دو کارکرد ( « دور شدن » و « ازدواج » ) ، او توانست تعریفی از روایت ارائه دهد : تغییر از یک پاره به پاره درست شده دیگر .
پروپ در قصه های عامیانه روسی سی و یک نقش یا واحد روایتی پیدا کرد . این 31 واحد روایتی به شرح زیرند :
– یکی از اعضای خانواده از خانه دور می شود .
– قهرمان قصه از کار نهی می شود .
– نهی نقض می شود .
– آدم خبیث به خبرگیری می پردازد .
– آدم خبیث اطلاعات لازم را درباره قربانی اش به دست می آورد .
– آدم خبیث می کوشد قربانی اش را بفریبد تا بتواند بر او یا چیزهایی که به او تعلق دارد دست یابد …
این 31 واحد روایتی در طول یک روایت در سه وضعیت یا سه پاره تقسیم می شوند : که عبارتند از : پاره ابتدایی ، میانی و انتهایی . علاوه بر این پاره ها ، پروپ هفت میدان عمل را در تمام روایت ها تشخیص داد . بعدها این هفت میدان عمل ابتدا به شش میدان و در انتها به چهار میدان تقلیل پیدا کرد . این هفت میدان عبارتند از :
– شریر یا بدکار
– دهنده
– یاور
– شاه دخت یا شخصیت داستانی مورد جست و جو
– فرستنده
– قهرمان
– قهرمان دروغین
نقش ها ، هفت میدان عمل و همچنین سه پاره ابتدایی ، میانی و انتهایی ، هر کدام برای خود یک نظام معنایی اند . این سه با یکدیگر در پیوندند و تشکیل نظام بزرگتری را می دهند که از دل آن ، تعریف روایت برجسته می شود . این نظام که از نقش ها ، هفت میدان عمل و سه پاره ابتدایی ، میانی و انتهایی تشکیل شده است در دل نظام دیگری قرار دارد که مجموع آن علم روایت شناسی را تشکیل می دهد . ( عباسی ، 1393 ، 56 – 57 )
2-2-3 . تودوروف
تزوتان تودوروف (Tzvetan Todorov) (زاده۱ مارس ۱۹۳۹) فیلسوف، مورخ و نشانه‌شناس بلغاری-فرانسوی است.
تودوروف نیز نظریه ای دارد . تودوروف از معتقدان به نظریه کنش است . او می گوید : نقش



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید