پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ارتباطات گرایش تحقیق در ارتباطات
ميزان همخواني سريال «مدار صفر درجه»
با ارزش‌هاي اخلاقي اسلام
حميد يزدي
استاد راهنما:
دکتر عليرضا كاوياني
استاد مشاور:
حوا صابرآملي
تابستان1388
بسم الله الرحمن الرحیم

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ارتباطات
گرایش تحقیق در ارتباطات
ميزان همخواني سريال «مدار صفر درجه»
با ارزش‌هاي اخلاقي اسلام
حميد يزدي
استاد راهنما: دکتر عليرضا كاوياني
استاد مشاور: حوا صابرآملي
تابستان1388
چکیده:‌
در تحقـيق پيـش رو جهـت گـيري رفـتارهـای اخـلاقي شخصـيت‌هـاي مثبت، معـمولـي و منـفي سـريال «مدارصفردرجه» با روش تحليل محتوا بررسي شده است.
با توجـه به معيارهاي موجـود درمتـون اسلامي، رفتارهاي اخـلاقي و غیر اخلاقی در دو زيـر مقـوله ارزشي و ضـدارزشي تقسيم‌بندي گرديده‌اند و در ادامه 86 رفتارطرح شده درسريال – كه جـمعاً 976 بار تكرار شده‌اند – با تعيين جهت گيري هر رفـتار، بررسي شـده است و منـظور از جهـت‌گيري اين اسـت كه اگـر رفتارشخـصيت‌هاي مثـبت ومعـمولي مؤيد اخـلاقيات باشد و رفتار غيراخـلاقي از سوي شخـصيت‌هاي منفي، ارائه شـده باشد، جهت‌گيري سريال مثبت ودر غير اين صورت جهت گيري منفي در نظر گرفته شده است.
بررسي رفتارها حاكي از آن است كه در سريال 491 مورد رفتار پسنديده‌ي اخلاقي معادل 3/50 درصد كل رفتارهـاي اخلاقي و غيراخـلاقي ديده مي‌شود؛ از مجموع 491رفتار پسنديده‌ي اخلاقي در 480 مورد جهت‌گيري سريال مثبت بوده و در 11 مورد جهت‌گيري سريال منفي بوده است.96 مورد رفتار واجب اخلاقي معادل 8/9 درصد از كل موارد، نمايش داده شده است؛ از مجموع واجبات اخلاقي در 92 مورد جهت‌گيري سريال مثبت و در 4 مورد جهت‌گيري سريال منفي بوده است.220 مورد گناه صغيره معادل 6/22 درصد كل موارد، نشان داده شده است؛ ازمجموع گناهان صغيره،در 137 مورد جهت‌گيري سريال مثبت و در83 مورد جهت‌گيري سريال منفي بوده است.169 مورد گناه کبیره معادل 3/17 درصد كل موارد احصا شده است؛ از مجموع گناهان کبیره در 112 مورد جهت‌گيري سريال مثبت و در 57 مورد جهت‌گيري سريال منفي بوده است.
نتايـج تحقـيق نشـان مي‌دهـد كه در سريـال به لحـاظ كمّي و با كدگذاري مساوي رفتارها ، 84 درصـد جهت‌گيري‌هاي سريال مثبت ودر جهت ترويج رفتارهاي اخلاقي بوده است و در مقابل 16 درصد رفتارها با جهت‌گيري منفي ارائه شـده اند.
واژگان کلیدی: دين، اسلام، اخلاق، ارزش، ارزش‌ها و ضدارزش‌های اخلاقی، «مدار صفر درجه».

فهرست مطالب
عنوان صفحه
1- فصل اول: کلیات تحقیق…………………………………………………………………….1
1-1- طرح مسأله……………………………………………………………………………………………………………2
2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق……………………………………………………………………………………….3
3-1- درباره‌ي سريال……………………………………………………………………………………………………..5
4-1- اهداف طرح………………………………………………………………………………………………………….7
5-1- سؤال های تحقیق…………………………………………………………………………………………………..8
6-1 تعریف مفاهیم…………………………………………………………………………………………………………8
2- فصل دوم: پیشینه و مبانی نظری تحقیق……………………………………………..13
1-2- بررسی تحقیقات پیشین………………………………………………………………………………………..14
2-2- چهارچوب نظری تحقیق……………………………………………………………………………………….18
1-2-2- نظریه‌های مربوط به موضوع تحقیق……………………………………………………………18
2-2-2- تئوری کارکردگرایی ساختی………………………………………………………………………21
3-2-2- نظریه‌ي ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حضور تسلی بخش……………………………………………………………………..22
4-2-2- جامعه‌پذیری……………………………………………………………………………………………23
5-2-2- دیدگاه هارولد لاسول………………………………………………………………………………..23
6-2-2- نظریه‌ی انباشتی……………………………………………………………………………………… 23
7-2-2- نظریه‌ی الگوگیری……………………………………………………………………………………….24
8-2-2- نظريه‌ی استفاده وخشنودي……………………………………………………………………………26
3-2- دین – اسلام – اخلاق – ارزش………………………………………………………………………………..26
4-2- کارکردها و ویژگی ارزش‌ها…………………………………………………………………………………….35
1-4-2- کارکرد………………………………………………………………………………………………………..35
2-4-2- ويژگي ارزش‌ها…………………………………………………………………………………………..36
5-2- ويژگي ارزش‌هاي دينی…………………………………………………………………………………………..36
6-2- تعريف رفتارهاي ارزشي و ضد ارزشي(از منظر اسلام)…………………………………………….38
1-6-2- ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي تحقيق……………………………………………………………………82
7-2- کارکرد رسانه از دید رهبران انقلاب اسلامي……………………………………………………………..84
8-2- نقد محتوايي سريال………………………………………………………………………………………………….85
1-7-2- موارد مثبت سريال……………………………………………………………………………………………85
2-7-2- موارد منفی سريال…………………………………………………………………………………………….86

3- فصل سوم: روش تحقیق………………………………………………………………………..89
1-3- روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………90
1-1-3- جامعه‌ي آماری……………………………………………………………………………………………90
2-1-3- واحد ثبت و شمارش…………………………………………………………………………………..91
3-1-3- واحد متن(فحوا)………………………………………………………………………………………….91
4-1-3- روش جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات…………………………………………………92
5-1-3- تجزیه وتحلیل اطلاعات……………………………………………………………………………….92
6-1-3- محاسبه‌ي حجم نمونه………………………………………………………………………………….93
7-1-3- قواعد کدگذاری…………………………………………………………………………………………93
8-1-3- متغیر و رده‌های تحقیق………………………………………………………………………………..94
1-8-1-3- نام شخصیت ……………………………………………………………………………….95
2-8-1-3- نوع شخصیت……………………………………………………………………………….96
3-8-1-3- جهت‌گیری…………………………………………………………………………………..96
1-3-8-1-3- جهت‌گیری مثبت……………………………………………………….96
2-3-8-1-3- جهت گیری منفی………………………………………………………..97
2-3- تعریف عملی رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی در سریال………………………………………….97
4- فصل چهارم: یافته‌های تحقیق………………………………………………………….103
جداول فراواني……………………………………………………………………………………………………..104
5- فصل پنجم: بحث،نتیجه گیری و پیشنهادها……………………………………….117
1-5- بررسی یافته‌های تحقیق…………………………………………………………………………………………118
2-5- پیشنهادها…………………………………………………………………………………………………………….122
فهرست منابع و مأخذ……………………………………………………………………………………………125
فهرست جداول
جدول شماره‌ي1-3: جدول محاسبه ضریب پایایی تحقیق ………………………………………………………93
جدول شماره‌ي1-4: توزیع رفتارهای مورد بررسی، بر حسب جهت گیری رفتار………………………104
جدول شماره‌ي2-4: توزیع رفتارهای مورد بررسی، بر حسب نام رفتار……………………………………104
جدول شماره‌ي3-4: توزیع رفتارهای پسندیده اخلاقی بر حسب جهت گیری رفتار………………….108
جدول شماره‌ي4-4: توزیع واجبات اخلاقی بر حسب جهت گیری رفتار………………………………..109
جدول شماره ی5-4: توزیع گناهان صغیره بر حسب جهت گیری رفتار………………………………….110
جدول شماره‌ي6-4: توزیع گناهان کبیره به تفکیک جهت گیری رفتار…………………………………….112
جدول شماره‌ي7-4: میانگین میزان محبوبیت بازیگران سریال مدار صفر درجه…………………………113
جدول شماره‌ي8-4: توزیع رفتارهای مورد بررسی برحسب جهت گیری به تفکیک نوع شخصیت‌ها….114
جدول شماره‌ي9-4:توزیع خصائل مورد بررسی برحسب جهت گیری……………………………………115
فهرست نمودارها:
نمودار شماره‌ي (1-2) تقسیم بندی معارف اسلامی از دیدگاه مصباح یزدی………………………………….29
نمودار شماره‌ي (2-2) تقسیم بندی معارف اسلامی از دیدگاه شهید مطهری………………………………..30
1-1- طرح مسأله
از میان چهار کارکرد اصلی رسانه تلویزیون (تفریح و سرگرمی، اطلاع رسانی، آموزش وارشاد) تمایل مخاطبان رسانه‌ی ملی در وهله‌ی اول استفاده از این رسانه با کارکرد تفریح و سرگرمی است واغلب خانواده‌ها پس از فراغت از کار روزانه ، بخشی از وقت خود را به دیدن برنامه‌های شبکه‌های مختلف رسانه‌ی ملی خصوصا مجموعه‌های تلویزیونی اختصاص می‌دهند. با این پیش فرض که ارایه‌ی غیر مستقیم آموزش‌ها در قالب کلی کارکرد سرگرم کننده با مقاومت کمتری از سوی مخاطب مواجه می ‌شود و برد و تأثیر بیشتری دارد. سریال‌های تلویزیونی با هدف‌گذاری سازمانی، علاوه بر خصوصیت سرگرم کنندگی به دنبال ارایه‌ی آموزش‌های غیرمستقیم به جامعه هدف هستند.
پذیرش پیش فرض آموزش درونی و غیر مستقیم سریال‌های سرگرم کننده‌ی تلویزیونی اما، باعث ایجاد این نگرانی نیز هست که تأمين هزينه‌هاي بالاي توليد و ميليون‌ها نفر ساعتي كه صرف تولید وعرضه‌‌‌‌ي برنامه‌هاي تلويزيوني – به ويژه مجموعه‌هاي پرمخاطب – مي‌شود، به دليل فقدان روش‌هاي علمي سنجش وارزيابي تأثيرات برنامه‌ها روي مخاطب، به ضد خود مبدل نشود و نتایج نامطلوب نداشته باشد.
در تحقيق حاضر تلاش شده كه با كنكاش در تعاريف دين و واكاوي ساختار و مؤلفه‌هاي دين و دينداري و همين‌طور اخلاق و اخلاق اسلامي‌‌‌‌، مجموعه‌اي كاربردي از تعاريف علمي براي تحليل محتواي اخلاقي سريال‌هاي تلويزيوني ارائه شود. البته بايد در نظر داشت كه با عنايت به
جامع‌الاطراف بودن دين حنيف اسلام و گستره‌ي وسيع اخلاق اسلامي كه در برگيرنده‌ي كل افعال انساني است ، احصاي عموم قواعد بيش از توان افراد و مجموعه‌هاي علمي است ولي بايد گفت كه «آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد». بنابراين در اين تحقيق سعي شده است – در حد بضاعت – با احصاي بخشي از قواعد قطعي اخلاق اسلامي گردآوری شده در منابع معتبر اخلاقي، اين تعاريف و يافته‌هاي علمي در تحليل محتواي اخلاقي «سريال مدارصفردرجه» به‌كار گرفته شود.
چون فضاي حاكم بر سريال كه با تأثيرپذيري از مقطع زماني سريال، در برگيرنده‌ي طرح نظرات و گوشه‌هايي از عملكرد نحله‌هاي مختلف فرهنگي سياسي و مذهبي حاضر در سريال است – البته درحد طرح در يك مجموعه سرگرم‌كننده‌ي تلويزيوني – و حوادث جاري در اين مجموعه، مانند تصريحات و اشاراتي كه به «فرصت تاريخي بعد از شهريور1320، آغاز اقدامات عملي صهيونيست‌ها در تأسيس رژيم نامشروع اسراييل، فضاي حاكم بر جامعه بين‌الملل در سالهاي جنگ جهاني دوم و تأثيرات آن بر سيستم‌هاي كوچك‌تري مثل ايران و…» شده فرصت طرح چند نحله‌ي فرهنگي را در – قامت فرد یا افرادی به عنوان نماینده‌ی آن مشرب به خصوص – در اختيار نويسنده و كارگردان این سریال قرار داده است. اين مشرب‌های فرهنگي و خرده فرهنگ‌هاي ديگري كه در سريال به نمايـش در مي‌آيند عبارت‌اند از: خانواده اصيل مسلمان(حاصل پيوند يك ايراني مسلمان معتقد با يك فلسطيني رزمنده…)، مجموعه‌هاي موازي ايراني كه هر يك قيموميت فرهنگي غير بومي را پذيرفته‌اند، همين‌طور نمايندگان مشرب‌هاي مختلف در فضاي دانشگاهي خارج از ايران. تضارب و تزاحم آرای این مجموعه‌ها و افراد و همین‌طور كه با طرح نظرات ايراني ـ اسلامي، ايده‌آليستي، فرصت‌طلبانه، نازيستي، صهيونيستي و… فرصت مناسبي براي طرح ارزش‌ها در اختيار كارگردان قرار داده بود. و از منظر ديگر جذابيت‌هاي گوناگون فضاي حاكم بر سريال مثل ديالوگ‌هاي بازيگران، چندوجهي بودن قصه سريال و ساختار قابل دفاع مجموعه‌ي تلويزيوني«مدارصفردرجه» از يك سو، و اهميت اين رويكرد كه حتي برنامه‌هاي سرگرم‌كننده رسانه‌ي ملي جمهوري اسلامي ايران بايستي با هنرمندي به ترويج ارزش‌هاي اسلامي همت گمارند، اينجانب را بر آن داشت كه روي موضوع «ارزش‌هاي اخلاقي اسلام در سريال مدارصفردرجه» به حد بضاعت دقيق شوم. نوشتار پيش‌روي حاصل اين غور و بررسي دانشجويانه مي‌باشد.

2-1- ضرورت و اهميت تحقيق
بايستگي ترويج ارزش‌هاي اسلامي در رسانه‌ي ملي و تصوري كه در مورد سهولت ارائه رفتارهاي اخلاقي در قالب سريا‌ل‌هاي تلويزيوني در ميان سازندگان اين آثار احساس مي‌شود، باعث نگراني‌هايي است كه در آغاز نوشتار نيز اشاره‌هايي به آنها شد. بايد پذيرفت كه طرح موضوعات اخلاقي در سريال‌هاي تلويزيوني يك پديده‌ي سهل و راحت نيست، هر چند به دليل تجارب موفق و ماندگار تلويزيون پرداختن به اين موضوعات ممتنع و نشدني هم نيست.
شايد در بهترين وضع بتوان گفت ارائه‌ي رفتارهاي ديني به طور اعم و موضوعات اخلاقي- به عنوان موضوعات مورد بررسي در اين تحقيق- به طور اخص امري «سهل ممتنع»1است. سهل و راحت است چون تكليف برنامه‌ساز با بسياري از رفتارهاي اخلاقي و غير اخلاقي روشن است و باورهاي اخلاقي جامعه‌ي مخاطب با مجموعه‌هاي برنامه‌ساز متجانس و از يك حوزه‌ي هويتي هستند و اين امر مبناي فهم مشترك ميان مخاطب و برنامه‌ساز از است. ممتنع بودن موضوع هم ناشي از آن است كه اين يا آن فعل اخلاقي يا غير اخلاقي از كدام شخصيت و يا در چه فضايي سر ميزند. اين همان بزنگاه پر ريسك و خطر برنامه‌سازي براي يك جامعه‌ي ديني است. و حكايت گر اهميت و ضروريت تحقيق دانشجويانه‌ي پيش روست.
در اين تحقيق برآنيم با ارائه‌ي تعاريف علمي برگرفته از مباني اخلاقي اسلام و رسيدن به جهت گيري درست در مسیر ارائه‌ی هنرمندانه‌ی موضوعات اخلاقي اين جهت گيري‌ها را در سريال «مدار صفر درجه» مورد مداقه قرار دهيم و توفيق يا عدم توفيق اين مجموعه را در اين حوزه بررسي كنيم. (بررسي جهت‌گيري‌هاي اخلاقي سريال هم به عنوان نفس جهت‌گيري و هم به عنوان جهت‌گيري افعال و خصلت‌هاي اخلاقي و غيراخلاقي توسط هر يك از شخصيت‌ها در موقعيت‌هاي مختلف).
در این بررسي، هم خود جهت‌گيري في حد ذاته مهم است و هم جهت‌گیری درست و مورد توقع از هر يك از شخصيت‌ها؛ به اين موضوع در متن تحقيق بيشتر خواهيم پرداخت.
یکی دیگر از وجوه اهمیت این تحقیق، غور و بررسی خصلت‌های اخلاقی و ارزش‌گذاری جهت‌گیری‌های خصائل اخلاقی شخصیت‌هاست. در حد بیان ضرورت این بررسی می‌توان گفت، علاوه بر اهمیت بررسی رفتارهای اخلاقی در حوزه‌ها‌ی واجب مستحب، مکروه و حرام، معیار مهم دیگری نیز وجود دارد که بی‌توجهی به اهمیت آن و ساده انگاری در ارائه‌ی آموزش‌های غیرمستقیم، باز هم در بزنگاه پیشتر گفته به نقض غرض می‌انجامد. این معیار مهم که در متن تحقیق بیشتر به آن می‌پردازیم، نوع بیان هنری و جهت‌گیری‌های سریال در ارائه‌ی خصلت‌های اخلاقی است. کوشیده‌ایم در این حوزه نیز به تعاریف کاربردی و قابل تعمیم دست یابیم.

3-1- درباره‌ي سريال «مدارصفردرجه»:
سريال‌‌ تلويزيوني «مدار صفردرجه» در30 قسمت 50 دقيقه‌اي توليد ودرسال 1386 از شبكه اول سيما پخش شده است. شخصيت اصلي اين سريال، جوان دانشجوي ايراني به نام حبيب پارسا مي‌باشد كه در يك خانواده متعهد و مسئول ايراني (پدري ايراني: علي پارسا، كارمند مستعفي وزارت خارجه و منتقد سياست‌هاي دولت ومادري فلسطيني: آسيه ، پرستاري معتقد و دلسوز با رفتاري انساني) رشد يافته و درآغاز سريال درصدد ادامه تحصيل در يك دانشگاه معتبر خارجي است.
باهمكاري و مساعدت يكي ديگر از شخصيت‌هاي اصلي سريال، سرگرد فتاحي كه دوست خانوادگي پارساست با بورسيه حبيب پارس و اعزام او به فرانسه موافقت مي‌شود. با اين توضيح كه سرگرد فتاحي در موقعيتي قرار مي‌گيرد كه در مقابل دادن يك امتياز بزرگ(چشم پوشي از پيگيري قتل خاخام اسحاق) به تشكيلات صهيونيستي درايران، موافقت سيستم با پذيرش بورس تحصيلي حبيب پارسا را مي‌گيرد.
حبيب به فرانسه در آستانه‌ي جنگ دوم ميرود ودر كلاس چند مليتي ويا حداقل چند مسلكي يكي از دانشگاه‌هاي پاريس مشغول تحصيل مي‌شود و كم‌كم به همكلاسي خود، دختري يهودي به نام سارا آستروك دل مي‌بندد. اين دختر يهودي از يك سو مورد علاقه‌ي فرزند يكي از سران صهيونيست‌هاست (جرياني كه پيش‌تر پدر او را ترور كرده) و از سوي ديگر نزد دايي ضد صهيونيسم خود زندگي مي‌كند كه با چند سال تحقيق و جمع‌آوري اسناد پرونده‌اي افشا‌گرانه عليه صهيونيست‌ها آماده كرده است. آشنايي حبيب پارسا با اين يهودي غيرصهيون، پاي اين دانشجوي ايراني را به ماجراهايي باز مي‌كند كه با علت مخالفت سيستم در موردپذيرش بورسيه او تلاقي پيدا مي‌كند… .
حسن فتحي كه پيشتر با كارگرداني سريال «روشن‌ترازخاموشي» با محوريت داستان زندگي حكيم متأله ملاصدرا شيرازي، بخش‌هايي از مجادلات حكماي اماميه با اهالي و تعلق خاطر خود به مجموعه‌سازي در مورد تاريخ ايران(سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي) نشان داده بود در اين مجموعه نيز به حواشي سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم (تأسيس رژيم جعلي اسرائيل) در ايران پرداخته است. در داستان اين سريال شخصيت اصلي، جواني است ايراني كه در دهه‌ي 1320 براي ادامه‌ي تحصيل به فرانسه(مهد تمدن غرب) مي‌رود، در آنجا با دختري يهودي(يهودي ضربه خورده از صهيونيزم) آشنا مي‌شود و به او دل مي‌بندد… .
در كنار اين سه شخصيت اصلي(حبيب – سارا – فتاحي) شخصيت‌هاي محوري ديگر نيز وجود دارند كه هريك تأثير بسزايي در پيشبرد داستان به عهده دارند.
نام ساير عوامل و دست‌اندركاران سريال به ترتيب زير است:
كارشناس تاريخ عبدالله شـهـبـازي
طراح صحنه دکور و لباس ایـرج رامیـن‌فــر
تدوین بابــک رضـاخـانی
مدیر دوبلاژ بهــــرام زنـــــد
موسیقی فردیــن خلعتبـری
طراح گریم عبدالله اسکنـدری
مدیر تصویربرداری مرتضی پورصمدی
تهیه‌کننده حسـن بشـکــوفه
نویسنده و کارگردان حســن فتــــحي
4-1- اهداف طرح
1 ـ شناخت رفتارهاي اخلاقي(رفتارهاي پسنديده) و ضد اخلاقي(رفتارهاي ناپسند)
2 ـ ميزان انطباق محتواي سريال «مدارصفردرجه» با ارزش‌هاي اخلاقي
5-1- سؤال‌هاي تحقيق
1-5-1- سؤال اصلي تحقيق
ـ آیا سریال در ارائه‌ی رفتارهاي اخلاقي موفق عمل کرده ونحوه‌ی ارائه‌ی ارزش‌های اخلاقی در سریال «مدار صفر درجه» با جهت گیری درستی انجام شده است؟

2-5-1- سؤال‌هاي فرعي تحقيق
ـ كداميك از ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي اخلاقي و به چه ميزان در سريال ارائه شده است؟
ـ ارزش‌هاي واجب وپسنديده‌ي اخلاقي تحقيق باكدام جهت‌گيري ‌و به چه ميزان به‌نمايش درآمده‌اند؟
ـ گناهان كبيره و صغيره‌ی سریال كدامند؟ جهت‌گيري آنها در سريال چيست؟ سهم هريك در سريال چه‌قدر است؟
ـ شخصيت‌هاي مثبت و منفي سريال كدامند؟
ـ خصائل و صفات اخلاقی مطرح شده در سريال كدامند؟ با كدام جهت‌گیری در سریال به نمایش درآمده‌اند؟
6-1- تعريف مفاهيم تحقيق
ارزش2
گيدنز مي‌گويد: «ارزش‌ها ايده‌هايي هستند كه توسط افراد و يا گروه‌هاي انساني در مورد اينكه چه چيزي مطلوب، مناسب خوب يا بد است، حفظ شده است. ارزش‏هاي مختلف جنبه‌هاي كليدي گوناگون فرهنگ‎‌هاي انساني را نشان مي‌دهند. آنچه با ارزش است، از فرهنگ خاصي كه در آن زندگي مي‌كند متأثر است»(Gidenss,1989,P.199).
«ارزش مفهومي است كه نشان دهندة مجموعه‌اي از گرايش‌هاي معياري(مركزي) نزد فرد در موقعيت‌هاي اجتماعي است كه هدف‌هاي كلي او در زندگي را برايش تعيين مي‌كند، هدف‌هايي كه در رفتار عملي يا لفظي او آشكار مي‌شود»(محمدخلیفه، 1378، ص 55).
«ارزش را از بنيادي‌ترين عوامل در تبيين انديشه، عمل يا اعمال فرد و همچنين شكل‌گيري حيات اجتماعي دانسته‌اند»(ساروخاني، 1370، ص 844).
بروس‌كوئن(1369) در كتاب مباني جامعه‌شناسي مي‌نويسد: «ارزش‌ها احساسات ريشه‌دار و عميقي هستندكه اعضاي جامعه در آن شريكند، اين ارزش‌ها اعمال و رفتار جامعه را تعيين مي‌كنند. هر جامعه‌اي براي زندگي خانوادگي، حفظ موازين ديني، رعايت حقوق والدين، حفظ ادب و احترام به بزرگترها، ارزش بسياري قائل است، گرچه از اين ارزش‌ها تعبير و تفسيرهاي متفاوتي مي‌شود و به صورت وسيع و عميقي در هر جامعه‌اي رواج دارد»(ص 61).
بعضي از ارزش‌ها از مرزهاي ملي فراتر رفته و جوامع گوناگون را در بر مي‌گيرد. بطوري كه با وجود تنوع فرهنگي در جهان، مي‌توان از ارزش‌هاي جهان شمول سخن گفت: ارزش‌هايي نظير يكتاپرستي، صداقت، سخاوت، ارزش حيات انساني، برابري انسان‌ها با نژادهاي مختلف، نوع دوستي وكمك به هم نوع، صلح، عدالت، محبت، اعتماد، صداقت، آزادي و… در همه‌ي فرهنگ‌ها كم و بيش پذيرفته شده‌اند.

ضد ارزش3
هرآنچه از نظر اخلاقي و ديني ناپسنديده قلمداد شود، ضد ارزش است. «نيك گهر» كه به طبقه‌بندي ارزش‌هاي اجتماعي مي‌پردازد، ضد ارزش يا ارزش‌هاي نكوهيده را در قطب مخالف ارزش‌هاي مثبت قرار مي‌دهد. از نظر او «ضد ارزش‌ها، ارزش‌هايي هستند كه كاركرد اجتماعي ندارند و يا از نظر اجتماعي، غير اخلاقي تلقي مي‌شوند»(نيك گهر، 1371، ص 289).
اخلاق
«اخلاق بنا به تعريف عبارتست از مجموعه‌ي ملكات نفساني و صفات و خصائص روحي» (سادات، 1365، ص 22).
اخلاق جمع خُلق است. علماي اخلاق مانند مرحوم ملامهدي نراقي مي‌گويد: «خُلق [كه در فارسي خوي ناميده مي‌شود] يك حالت نفساني ثابت است كه موجب مي‌شود كارهاي مناسب با آن حالت، بدون نياز به فكر و دقت، به آساني از انسان سر بزند»(جامع‌السعادات، ج1، ص 46).
در اين تحقيق رفتار به معني وسيع الفاظ و كلمات گفته شده، اشارات و كنايات به كار رفته، حركات، افعال و… را شامل مي‌شود و ارزش‌ها تعيين كننده رفتارهاي خوب و بد محسوب مي‌شوند و فرد بر حسب ارزش‌هاي خود دست به انتخاب مي‌زند.
علماي اخلاق خُلقيات و صفات روحي و نفساني انسان را بر دو نوع تقسيم كرده‌اند:
1- فطري و طبيعي
2- اكتسابي و اختياري
مهدوي‌كني(1372) مي‌گويد: «صفات فطري، غرايز، احساسات و استعدادهايي است كه در طبيعت انسان نهاده شده است، و اختيار و عمل در تحصيل آنها هيچگونه دخالتي ندارند، مانند حس خداجويي، عرفان، كنجكاوي، حق‌طلبي، حب‌كمال، نيروي عقل و امثال آن از حالات روحي انسان، اين‌گونه قوا و صفات در حقيقت فصل مميز انسان از ساير حيوانات و جانداران در مرحله ذات و طبيعت اوست كه در نظام احسن آفرينش به وي اعطا شده است. در مقابل صفات اكتسابي آنگونه صفاتي را گويند كه در مقام عمل و اختيار به تدريج براي انسان حاصل مي‌شود… چنانچه ازاستعدادها و صفات خدادادي به خوبي بهره‌برداري نشود، صفات اكتسابي بد خواهد شد. در اين مرحله صفات و ملكات خوب را فضايل و مكارم اخلاق و صفات و ملكات بد را رذايل اخلاق نامند. اگر رفتار و كردار انسان متأثر از ملكات فاضله باشد، آن را محاسن اخلاق و آداب مي‌نامند و چنانچه از ملكات رذيله ناشي شده باشد، آن را سئيات و مَساوي اخلاق مي‌نامند»(ص80).

رسانه‌ي ديني
«دربررسي ويژگي‌هاي رسانه‌ي ديني ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد، يك ديدگاه، ديد نقادانه به رسانه‌ي ديني است چنانکه «پستمن» به تأثيرات غير مثبت اين گونه رسانه‌ها اشاره مي‌نمايد. كتاب نابودي كودكي (1982) او نمونه عيني نقد رسانه‌اي اوست كه سعي دارد با طرح اين موضوع كه تلويزيون، آگاهي كودكان و بزرگان را از بين مي‌برد، برنامه‌هاي آن را تحليل مي‌كند و به عقيده‌ي او تلويزيون نمي‌تواند حالات معنوي و تجربيات ديني را فراهم آورد»(عباسي، 1382، ص 79).اين ديدگاه معتقد است كه كاركرد تلويزيون فقط براي سرگرمي و پر کردن اوقات فراغت است.
ديدگاه دوم درباره رسانه، ديدگاه ابزار انگارانه است بدین معنی كه: «رسانه، ابزاري بي‌طرف و خنثي است كه بهتر است از آن براي مقاصد خيرخواهانه ديني نيز استفاده نمود. اين نوع تلقي سنتي از رسانه، ريشه در انديشه‌هاي ارسطو دارد. ارسطو فناوري را وسيله‌اي براي نظم و سامان دادن مـي‌داند كه انسـان مي‌تواند از طريق آن به هدف خود نائل گردد»(الوندي،1387).
امّا ديدگاه سوم بيان رساتري در مورد رسانه‌ی ديني ارائه مي‌دهد.اين گروه معتقدند كه بين دين ورسانه هيچ تضاد و تقابلي وجود نـدارد و رسانـه‌هايي متولد شده‌اندكه اساساً رويـكرد ديني دارند.در
ارتباط با اين موضوع «آشنا»(1387) مي‌گويد: «به نظر می‌رسد حقیقت این است که دین و رسانه نه تنها با هم تقابل ندارند بلکه عرصه و حیطه‌های مشترک زیادی دارند، چه از دین شروع کنیم و به طرف رسانه برویم و چه از رسانه به سمت دین برویم. برخی معتقدند اصلاً دین مادر رسانه است… این درست نیست که فناوری رسانه‌ای، ذاتی دارد که با دین در تقابل است. اگرچه رسانه به عنوان فناوری یا نهادی تلقی شود که در غرب رشد کرده، اصالتاً رویکرد تجاری دارد، اما اگر وضع موجود را بررسی کنیم، رسانه‌هایی را می‌بینیم که اساساً دینی متولد شده‌اند، ‌دینی تحول پیدا کرده‌اند و دینی مورد استفاده عموم قرار می‌گیرند. برای مثال، رادیو و تلویزیون واتیکان از همان ابتدا با چارچوب دینی متولد شده‌اند و کارکرد دینی خودشان را دارند البته رسانه‌هایی هم هستند که دین‌ بخشی از آنها را تشکیل می‌دهد مانند رسانه‌های تجاری که در تمام دنیا روزهای یکشنبه بخشی از برنامه خود را به حوزه مذهب اختصاص می‌دهند. اینها هم دو دسته هستند، یک دسته از آنها از کلیسا پول می‌گیرند و زمان خاصی را برای پخش برنامه‌های دینی در نظر می‌گیرند و دسته دیگر با توجه به علاقه خود، بخشی را به این موضـوع اختصـاص می‌دهند».
درادامه آشنا(1386) به ویژگی‌های رسانه‌ی دینی اشاره کرده و می‌گوید: «تفاوت اصلي رسانه‌ی ديني با ديگر رسانه‌ها، در اين است كه:
1- با هدف‌گذاري و هنجاري‌هاي حاكم بر رسانه تعريف مي‌شود.
2- به طور مشخص و تخصصي به مسائل ديني مي‌پردازد.
3- خودش را در مقابل خداوند مسئول مي‌داند، نه در مقابل آگهي‌دهندگان، مشتريان يا دولت.
4- حتي براي جذب مخاطب هم در جهت رضايت خداوند عمل مي‌كند.
بنابراين مهمترين ويژگي يك رسانه ديني اين است كه گردانندگان اين رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسئول مي‌بينند و رساندن پيام‌هاي او را به عنوان يك پيامبر و پيام‌آور وظيفه‌ي خود مي‌دانند. [نكته ديگر اينكه] رسانه‌هاي اسلامي، علاوه بر كاركردهاي عمومي كه تمامي رسانه‌ها دارند، از كاركردهاي ويژه‌اي نيز برخوردارند، درجامعه اسلامي، رسانه مي‌تواند بهترين ابزار براي امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر باشد، با استفاده از قابليت‌هاي خود مي‌تواند معروف را بسازد، به تصوير بكشد، معروف كند و حتي امر به آن را نيز انجام دهد، يعني هر دو نقش ساخته شدن و مشهورشدن و همچنين نقش اعمال كنترل غيررسمي را در كنار هم ايفا كند».
مولانا(1378) نيز به چگونگي انتخاب محتواي برنامه‌هاي رسانه‌ي ديني اشاره كرده و مي‌گويد: «دراين رسانه‌ها، نظارت قهريه از طريق انتخاب دقيق برنامه‌ها از سوي سردبير و تهيه‌كننده و به منظور حصول اطمينان از عدم تناقض محتواي برنامه‌ها بانمادهاي شرعي، اخلاقي و سنت اسلامي اعمال مي‌شود»(صص157-156).
ازاين ديدگاه «رسانه‌ها نه تنها بايد از انتشار آنچه براي جامعه زيان‌آور است اجتناب كنند؛ بلكه بايد از نشر و پخش آنچه مفيد نيست هم خودداري كنند»(اسماعيلي،1382،ص159).
وبالاخره اينكه تمام اين مطلب مي‌تواند در اين سخن از شهيد آويني خلاصه شود كه: «در هنگام استفاده از رسانه‌ها و ساير ابزار تكنولوژيك باز هم خواه‌ناخواه با اين حقيقت روبرو مي‌شويم كه اگر يك معرفت عميق حكيمانه نسبت به ماهيت اين ابزار، چراغ راه كاربرد آنها نباشد، بلاترديد از عهده‌‌‌‌‌‌‌ي استخدام اين وسايل براي صورت‌ها و معاني و پيام‌هاي منشأ گرفته از تفكر مستقل خويش بر نخواهيم آمد»(آخوندي،1386).

1-2- تحقیقات پیشین
1ـ. «ارزش‌هاي اسلامي در دو سريال ايراني تحليل محتواي سريال‌هاي تلويزيوني آپارتمان و همسران»، محمد علي هرمزي‌زاده( 1374) مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي، سند شماره 186.
هدف اين تحقيق بررسي ميزان همخواني دو سريال مذكور با ارزش‌هاي اسلامي و هم چنين تعيين نوع ارزش‌هاي ترويج شده در اين برنامه‌هاست. روش مورد استفاده در اين تحقيق تحليل محتواي مقوله‌اي بوده و يافته‌هاي اين دو سريال با روش‌هاي تحليل نقش و تحليل كنش مورد تجزيه وتحليل قرارگرفته است ومنظورازتحليل نقش، سنجش ميزان گرايش مذهبي هريك از شخصيت هاي محبوب و غير محبوب سريال است. اگر شخصيت‌هاي محبوب سريال داراي هويت اسلامي و شخصيت‌هاي غير محبوب داراي هويت غير اسلامي باشند جهت‌گيري سريال مثبت و در غير اين صورت منفي است. در تحليل كنش، بر نتيجه و عاقبت هر كنش شخصيت(مثبت و يا منفي) توجه شده است. چنانچه كنش ارزشي داراي سرانجام مطلوب و كنش غير ارزشي داراي عاقبت نامطلوب باشد، جهت‌گيري ارزشي سريال مثبت بوده و درغير اين صورت منفي است.
نتايج حاصل از پژوهش اين است كه در سريال آپارتمان، از 17 شخصيت اصلي، 8 شخصيت در جهت مقابله با ارزش‌هاي اسلامي و 9 شخصيت در جهت دفاع از اين ارزش‌ها عمل مي‌كنند. در سريال همسران نيز فقط مادربزرگ علي است كه تا حدي مروج ارزش‌هاي ديني است و بقيه، مروج ارزش‌هاي ضد ديني هستند.
2ـ «بررسي ارزش‌هاي اسلامي در مجموعه تلويزيوني گمگشته»، فوزيه شهاب و زيبا صالحي سده(1383) مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي، سند شماره 85 .
هدف اصلي پژوهش، تعيين ميزان و نوع رفتارهاي ارزشي اسلامي و ضد ارزش‌ها با رويكرد اسلامي در مجموعه تلويزيوني « گمگشته» بوده است كه 28 قسمت(كل سريال) كدگذاري و تجزيه و تحليل شده است. بررسي حاكي از آن است كه 72 درصد رفتار ارزشي «ادب و احترام» و بيشترين رفتار ضد ارزشي «بدزباني و استفاده از واژه‌هاي نادرست» است.

3ـ «بررسي ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها از ديدگاه اسلام در روابط زن و مرد سريال كوچه اقاقيا» جعفرصفايي(1384)پايان‌نامه ارشد دانشگاه صدا و سيما،استاد راهنما: دكتر سعيد سرابي،كد 543.
روش اين پايان‌نامه تحليل محتواست و با هدف تبيين و شناخت ميزان به نمايش درآمدن ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در رابطه زن و مرد اين مجموعه انجام گرفته است.
مهم‌ترين نتايج اين تحقيق عبارت است از: 2/94 درصد زنان و مردان ارزش‌هايي نظير محبت، احترام، صداقت، عفو، گذشت و 9/85 درصد ضد ارزش‌هايي مانند نبودن محبت، بي‌احترامي، نبودن صداقت، نبودن عفو و گذشت، خست طبع و سوءظن را به نمايش گذاشتند.

4ـ «بررسي ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي اخلاقي از منظر اسلام در روابط زن و مرد در مجموعه‌هاي طنز پاورچين و نقطه‌چين»، فاطمه پيربداقي(1384)مركز تحقيقات مطالعات وسنجش برنامه‌اي، سند شماره 287.
اين پژوهش با هدف بررسي ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي اخلاقي از منظر اسلام در روابط زن و مرد در مجموعه‌هاي طنز «پاورچين» و «نقطه‌چين» انجام شده است. به همين منظور 650 صحنه و 1300 رابطه‌ي بين زن و مرد در 202 قسمت از اين دو مجموعه طنز تلويزيوني به روش تحليل محتوا بررسي شده است. و قصد دارد روشن ‌سازد كه چه نوع رفتارهاي ضداخلاقي و ضد ارزش‌هاي اسلامي در اين دو سريال به نمايش درآمده است. لذا به روابط نمايشي زن و مرد در دو سريال «پاورچين» و «نقطه‌چين» پرداخته و ميزان محارم و غيرمحارم و پوشش و ميزان آرايش را نيز مورد بررسي قرار داده است. اين دو سريال هر كدام 101 قسمت بودند كه مشخص شد بيشترين رابطه بين زن و مرد، رابطه همسري با 5/41 درصد بوده و در 70 درصد از روابط تركيبي از محارم و غيرمحارم وجود داشته است. 36 درصد رابطه زن و مرد ضدارزش‌ها و 33 درصد هم ارزش و هم ضد ارزش و 18 درصد رفتار ارزشي وجود داشته است.
همچنين زنان 41 درصد بيش از مردان(24 درصد) ارزش‌ها را در روابط خود به كار برده‌اند.
در مورد پوشش 76 درصد پوشش معمولي و متعارف و 24 درصد از پوشش غيرمعمول و نامتعارف استفاده كرده‌اند. هدف كلي اين تحقيق تعيين و تعريف مفهوم طنز از منظر اسلامي و بيان ويژگي‌هاي يك طنز مطلوب و قابل قبول است و ضرورت آشنايي برنامه‌سازان را با معارف و ارزش‌هاي اسلامي متذكر مي‌شود.
5- «بررسي ارزش‌هاي اجتماعي(اخلاق ـ مذهبي) مطرح شده در تيزرهاي تلويزيوني در سال 1383»، تورج علوي(1385) پايان‌نامه‌‌‌‌ي كارشناسي ارشد دانشكده‌ي صدا و سيما ،استاد راهنما: دكترمحموددهقان طرزجاني.
در اين پژوهش آگهي‌هاي بازرگاني با هدف شناخت ارزش‌هاي اخلاقي ـ مذهبي مورد بررسي قرار گرفته است. سئوال اصلي تحقيق اين است كه در آگهي‌هاي بازرگاني كدام يك از ارزش‌هاي اخلاقي ـ مذهبي و به چه ميزان ارائه شده است؟ روش پژوهش، تحليل محتوا و جامعه آماري آن تمام آگهي‌هاي بازرگاني است كه در سال 1383 از شبكه‌هاي اول، دوم، سوم و پنجم سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است. حجم نمونه پژوهش نيز 452 تيزر تبليغي بوده است.
نتيجه حاكي از آن است كه از 11 مورد ارزش اخلاقي، 4 ارزش محبت، كار و تلاش، حرمت و احترام، به ترتيب 5 درصد، 5 درصد، 9/1 در صد و 8/0 درصد در آگهي‌ها مشاهده شده است. از 10 مورد ارزش‌هاي مذهبي 6 مورد به ترتيب، گفتن كلمات مذهبي(8/3 درصد)، اماكن مذهبي(2/1 درصد)، احترام به مظاهر دين(2/1 درصد)، خواندن قرآن (1 درصد)، انفاق مال(5/0 درصد) نشان داده شده است.
6ـ « بررسي ارزش‌هاي اسلامي در سريال ويژه رمضان 1382، تحليل محتواي سريال‌هاي افزونه خواه كوچك و فقط به خاطر تو»، محسن ميرزايي(1384) پايان‌نامه‌ي كارشناسي ارشد دانشكده‌ي صداوسيما، استاد راهنما: دكتر هرمزي‌زاده.
در پژوهش حاضر جهت‌گيري ارزشي و چگونگي طرح و ارائه‌ی ارزش‌هاي اسلامي(مثبت و منفي) را در سريال‌هاي ويژه ماه مبارك رمضان 1382 مورد بررسي قرار گرفته است و جزئيات بيشتري نظير سهم و مقدار ارزش‌هاي مثبت و منفي ارائه شده را تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد. همچنين اين پژوهش بر آن است كه ميزان تأييد، رد يا بي‌پاسخ ماندن رفتارهاي مطلوب و نامطلوب كنشگران را توسط محيط اجتماعي آنان مشخص نمايد.
نتيجه نشان مي‌دهد كه جهت‌گيري سريال‌هاي ياد شده، در جهت مثبت نبوده و رفتارهاي با ارزش‌هاي منفي ارائه شده توسط شخصيت‌هاي اين سريال بيش از رفتارهاي با ارزش مثبت بوده است.
ضمناً اكثر رفتارهاي نامطلوب نمايش داده شده كنشگران توسط محيط اجتماعي آنها رد نگرديده است.
7ـ «تحليل محتواي ارزش‌هاي اسلامي در سريال زير تيغ»، محمد حسين ساعي(تابستان 1386)پايان‌نامه‌ي كارشناسي ارشد دانشكده‌ي صداوسيما، استاد راهنما: دكتر هرمزي‌زاده.
اين تحقيق تلاش دارد تا با انعكاس در تعاريف دين و واكاوي ساختار و مؤلفه‌هاي دين و دينداري به خصوص فهم ساختارهاي دين اسلام، به مجموعه‌اي از مقوله‌ها براي تحليل محتواي برنامه‌هاي نمايش تلويزيون دست يابد و به صورت مشخص اين يافته‌ها را در تحليل محتواي ارزش‌هاي اسلامي سريال موفق«زير تيغ» به كار برد، 78 درصد مردم تهران براساس نظر سنجي‌هاي مركز تحقيقات صداوسيما اين سريال را تماشا كرده‌اند.
در اين تحقيق محقق تلاش كرده است پس از جمع‌آوري انواع تعريف، دين اسلام را با سه مؤلفه ارزش‌هاي اعتقادي به عنوان ريشه، ارزش‌هاي اخلاقي به عنوان تنه و ارزش‌هاي فقهي به عنوان ميوه دينداري تعريف كرده است سپس در ذيل هر كدام از ارزش‌هاي گفته شده، پس از تعريف عملياتي، مقوله‌هايي جمع‌آوري كرده است، در انتها نيز با استفاده از روش تحليل محتوا از نوع مقوله‌اي و بر اساس مقوله‌هاي بدست آمده، كل صحنه‌هاي سريال كدگذاري و تحليل شده است.
نتيجه اينكه در اين سريال از تعداد 510 رفتار ثبت شده، 6/91 درصد از نوع رفتارهاي مرتبط با ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي اخلاقي است، پس از آن با فاصله زياد، رفتارهاي مرتبط با ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي فقهي قرار دارد كه فقط 3/5 درصد از كل رفتارها را شامل مي‌شود و پس از آن نيز رفتارهاي مرتبط با ارزش‌ها وضد ارزش‌هاي اعتقادي با 1/3 درصد حضور دارد، در اين تحقيق به صورت اصولي مشخص مي‌شود كه در اين سريال توجهي به ارزش‌هاي اعتقادي به عنوان ريشه و ارزش‌هاي فقهي به مثابه ميوه دينداري نشده است و اين مسأله مهمترين اشكال وارد بر سريال است.
2-2- چهارچوب نظری تحقیق
1-2-2- نظريه‌هاي مربوط به موضوع تحقيق
«بررسي ارتباطات اجتماعي، سابقه‌اي طولاني دارد و ظاهراً اولين دانشمندي كه به بررسي نقش و اثرات ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مختلف ارتباطات بر جامعه پرداخته، فيلسوف مشهور يوناني ارسطو است(Brunkhorst , 1993, P. 95) كه به ويژه بر نقش ارتباطات «در تغيير ارزش‌ها و گرايش‌هاي اجتماعي» تأكيد ورزيده(Appbaum Etal, 1973, P.37)و اين نقش در دوران در دوران معاصر توسط لاسول مورد امعان نظر مجدد قرار گرفته است(Beniger ,1979, P.438)، تا جايي كه امروزه از روشي پژوهشي به نام«تحليل‌اثر»(Effect Analysis)دركنارروش‌هايي مانند «تحليل‌محتوا» نام مي‌برند» (ساروخاني،1381، صص115-114).
يكي از موارد و محورهاي اصلي مطالعات جامعه‌شناسان وسايل ارتباط جمعي(رسانه‌هاي گروهي) بررسي آثار و كاركرد اين وسايل در دو سطح خرد و كلان مي‌باشد.
در مورد تأثير رسانه‌هاي گروهي بر زندگي فردي و اجتماعي انسان‌ها به طور عمده سه نظريه‌ي جامعه‌شناختي وجود دارد كه عبارتند از:
1ـ برخي بر اين باورند كه ميزان تأثيرگذاري رسانه بر زندگي انسان نامحدود است.
2ـ گروهي ديگر كاركرد رسانه‌هاي گروهي را بي تأثير مي‌دانند.
3ـ عده‌اي معتقدند كه تأثير رسانه‌هاي گروهي مشروط است و ميزان تأثيرگذاري آن را در محدوده‌ي شرايط محيطي ارزيابي مي‌كنند.
البته ديدگاهي افراطي در برخورد با رسانه‌هاي گروهي مطرح بوده است كه از زمينه‌ي خاص فكري وتجربه‌هاي اجتماعي ويژه منبعث مي‌شود.برخي براين باورند كه وسايل ارتباط جمعي، داراي چنان قدرتي هستند كه مي‌توانند نسلي تازه را براي اولين بار در تاريخ انسان پديد آورند. نسلي كه با
نسل‌هاي پيشين بسيار متفاوت است.
«لازارسفلد» در تبيين اين ديدگاه مي‌نويسد: «بسياري تحت تأثير همه جايي بودن وسايل ارتباط جمعي4 و قدرت بالقوه‌ی آنان به سختي هراسان شده‌اند. در سمپوزيومي، يكي از شركت‌كنندگان نوشت: قدرت راديو را مي‌توان با قدرت بمب اتم مقايسه كرد.»(Lazarsfeld, n.d, P.492).
«هانمن، تأثیرات وسایل ارتباط جمعی را به دو دسته طبقه بندی کرده است: 1-تأثیرات روان شناختی 2- تأثیرات رفتاری و سر فصل هایی مانند تغییر در ادراک، حافظه و گرایش را در تأثیرات روان شناختی ملحوظ داشته است»(کازنو، 1364، فصل نهم).
«درپژوهش‌هایی که درخصوص اثرات وسایل ارتباط جمعی برجامعه صورت گرفته است، «هیبرت» به سه زمینه کلی اشاره دارد:
الف- اثرات وسایل ارتباط جمعی بر شناخت و ادراک
ب- اثرات وسایل ارتباط جمعی بر تغییر عقیده و ارزش‌ها
ج- اثرات وسایل ارتباط جمعی بر تغییر رفتار
شواهد و مدارک موجود در تمام زمینه‌های ارتباطی نشان می‌دهد که ما از مرحله شناخت به مرحله ادراک می‌رسیم و تغییر عقاید و ارزش‌هایمان قبل از تغییر رفتار حاصل می‌شود.
شناخت ← ادراک ← گرایش ← تغییر ارزش‌ها ← تغییر رفتار
وی اضافه کرد که به علاوه آسان‌تر است که در مرحله شناخت دست به خلق ارزش‌های جدید زد. دریافت عقیده از تغییر عقیده ساده‌تر است و بالاخره به وجود آمدن تغییرات اساسی در رفتار، امر بی‌نهایت مشکل است»(کازنو، 1364، ص231).
هرمزي زاده(1374) مي‌گويد: «با تمام این اقوال، آن‌چه بـدیهی به نظر می‌رسد، آن است که به دوراز آثار مثبت‌ومنفی آن باید اذعان داشـت که پیدایـش دگرگـونی‌های اجتـماعی وتغیـیرارزش‌های اجتماعی از مواردی است که در نتیجه کارکرد رسانه‌ها صورت تحقق به خود می‌گیرند. روانشـناسان اجتماعی، و جامعه‌شناسان مدت‌هاست که با طرح مباحث هم‌نوایی یا هم‌رنگی با جمـاعت5، تقلـید6، تبعیت7، همانندسازی8 ، جامعه‌پذیـری9 ،و درونی کردن10،این فرآیـند تأثیر پذیری را فـرمول‌بنـدی کرده‌اند. آزمایش‌های کلاسیک سولومن‌اش11درباره هم‌رنگی با جماعت، وآزمایش‌های کلاسیک آلبرت باندورا12 درباره‌ی تأثیر مشاهده‌ي‌ پرخاشگری بر رفتار پرخاشگرانه شواهد محکمی دال بر تأثیر عوامل اجتماعی، از جمله وسایل ارتباط جمعی، بر رفتار افراد به دست داده‌اند».
«پس ازلاسول نیز محققان تحقیقات متعددی در این زمینه به ویژه دررابطه با اثرات وسایل ارتباط جمعی در زمینه تشویق و تشدید رفتارهای پرخاشگرانه صورت گرفته است. به عنوان مثال Linz & Donnerstein از تحقیقاتی که بر مبنای مدل اثرات غیرمستقیم و در رابطه با اثرات وسایل ارتباط جمعی بر «رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی» یاد می‌نمایند که نتیجه آن معرفی وسایل مزبور به عنوان «تنها وسیله غیرمستقیم در تغییر گرایش‌ها، ادراکات و عقاید درباره پرخاشگری جنسی وتحریک جنسی به پرخاشگری» است این تأثیرات ناشی از آن اسـت که پیام وسـایل ارتباط جمعی «درحافظه بلندمدت افراد ذخیره و از آن طریق رفتارها و گرایش‌های آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد». به همین دلیل دانشمندان علوم اجتماعی توجه خاصی به ارتباطات به طور اعم و ارتباطات اجتماعی به طور اخص کرده‌اند؛ به طوری که تئوری کارکردگرایی ساختی از نیاز نظام اجتماعی به یک نظام ارتباطی مناسب صحبت کرده و فقدان چنین نظامی را برابر با «عدم هستی جامعه» می‌دانند و پارسونز نيز به زبان(یعنی عامل برقـراری ارتباط اجتماعی) به عنوان یک نیاز کارکردی نظام اجتماعی می‌نگرد و به نقش آن در ادامه حیات نظام اشاره می‌کند. بي گمان دليل توجه دانشمندان به نظام ارتباطات اجتماعی ناشی از این واقعیت است که ارتباطات اجتماعی و به تبع آن وسایل ارتباط جمعی عاملی در جهت «ساخت و انتقال ارزش‌ها» و به تعبیر دیگر«دارای یک نقش افزایـش دهنده با ثبات درشکل دادن به محیط نمادین» است. اما اثرات اجتماعی محسوس و آشکار نبوده و در واقع به طور پنهان و نامحسوس مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار داده و ارزش آن‌ها را در جهات مورد نظر تغییر دهند و این همان چیزي است که گرامشی از آن به عنوان استیلاء یاد می‌کند شايداهميت اين مطلب هنگامی بیشتر مشخص می‌شود که به نقش ارزش‌ها و جامعه توجه کنیم[در اینجا برای اجتناب از طولانی شدن مطلب صرفاً به سه نظریه اشاره می کنیم]: از نظر کارکردگرایان ارزش‌ها عامل هدایت‌کننده رفتار مردم و ایجادکننده انگیزه در آن‌ها برای مشارکت در جامعه است. «هومنز» نیز علی‌رغم تفاوت دیدگاه با کارکردگرایان، رفتار را تابع تشویق و توبیخ به عبارت دیگر ارزش‌ها می‌داند. و از سوی دیگر «دورکیم» به نقش احساسات مشترک (و به تعبیر دیگر ارزش‌های مشترک) در ایجاد انسجام اجتماعی اشاره می‌کند. بنابراین بررسی تأثیرات مختلف ارزش وسایل ارتباط جمعی مسایل مورد بررسی در علوم اجتماعی بوده، به ویژه با توجه به این واقعیت که «تغییر در یک ارزش، تغییر در مجموعه‌ای از عقاید، نظرات و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید