بررسی مولفه‌های دینی در الگوی فیلم انیمیشن نوجوانان
با تأکید بر نقد دو اثر مهم پویانمایی هالیوود
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1.طرح مسئله
در این زمانه که نفوذ و تأثیر چشم‌گیر رسانه‌ها در اذهان و اعمال مردم بر هیچ‌کس پوشیده نیست، هرگز نمی‌توان از محتویات رسانه‌ها و الگوهای ارائه شده در آن غافل بود، بخصوص وقتی مخاطب، نوجوان باشد. زیرا به نظر متخصصین، دوران اصلی شکل‌گیری هویت فرد در نوجوانی است و رسانه‌ها منبعی بسیار آسان و مهم در ارائة پاسخ‌ها و مصادیق هویتی به نوجوانان می‌باشند.
از میان آثار رسانه‌ایِ تأثیرگذار بر مخاطب نوجوان، فیلم‌های انیمیشن دارای جایگاه بسیار بالایی هستند و ذاتاً دارای خصوصیاتی می‌باشند که توانایی بیشتری در جلب توجه و بالتبع تغییر ارزش‌های مخاطبِ نوجوان را به آنها می‌دهد. حال با توجه به جایگاه الگوهای انیمیشن‌های رسانة دینی در شکل‌دهی به هویتِ مخاطبان نوجوان، هرگز شایسته نیست در تعریف خصوصیات یک الگوی دینی انیمیشن کوتاهی صورت گیرد، بلکه می‌بایست با مطالعة مباحث بسیاری در حیطه‌های مختلف و در نظر گرفتن نیازهای مخاطب الگوهایی را برای نوجوانان رسم کرد که به طور غیر کلامی آنها را ناخودآگاهانه دعوت به همانندسازی با آن الگو کند. در این روش دیگر لازم نخواهد بود مدام از مخاطب درخواست کنیم علاقه‌مند به شخصیت طراز رسانه شود، بلکه این خود نوجوان است که مدام از ما درخواست خلق دوباره اینچنین الگوها و قهرمانانی را خواهد داشت.
اینجاست که می‌شود برای دست یافتن به مؤلفه‌های یک الگوی دینی موفق از تجربیات هالیوود بهره برد. درست است که آنها اهدافی متعارض با اهداف مطلوب دینی در سر دارند، اما حداقل باید بپذیریم آنها توانسته‌اند مخاطبان خود را به خوبی بشناسند و آثاری خلق کنند که موجب جذب مخاطبانشان شود.
آنها با مطالعات فراوان بر مخاطبانشان، از نیازهای مخاطب آگاهی پیدا کرده‌، سپس در بسته‌هایی که ترکیبی است از آن نیازها و مصلحت‌هایی که در نظر داشته‌اند خوراک مخاطبان خود را آماده می‌سازند. در آن هنگام مخاطب با میل خویش رو به سوی بسته‌ای می‌آورد که نیازش را برطرف می‌سازد و در این میان نوش جان کردن محتویات آن بسته به طور ناخودآگاه تن به مصلحت‌های آن بسته نیز میدهد.
ما نیز می‌بایست نیاز مخاطبان را به خوبی شناخته و در بسته‌هایی رسانه‌ای به دقت، نیاز مخاطب را با مصلحت مد نظر خویش ترکیب کنیم. چه بسا بعد از کمی مهارت، بتوانیم برای مخاطبمان نیازسازی نیز بکنیم.
در نهایت قصد دارم با پژوهش موردیِ دو اثر مهم پویانمایی نوجوانان (از هالیوود) به سرنخ های چگونگی جذب مخاطبان نوجوان و همچنین به دستورالعمل‌های چگونگی ترکیب میان نیازها و مصلحت‌های مخاطب و رسانة مد نظر دسترسی پیدا کنم تا برای تعیین خصلت‌های الگوی دینی مورد نظر، از آنها کمک بگیرم.
امیدوارم این تحقیقات برای افرادی که در آینده علاقمندند در این حیطه تحقیق کنند مفید و راه‌گشا باشد.
1-2. ضرورت و اهمیت تحقیق
از نظر روانشناسان، دوران نوجوانی دورانی است که در آن بحران هویت بر سازمان روانی فرد چیره می‌شود و فردِ تشنة هویت را به جستجو و ارزشیابی گوناگون و گاه متضاد هدایت می‌کند، تا در پایان این دورة بحرانی احساسی از هویت را برای او به ارمغان آورد. متأسفانه رسانه‌های بیگانه با علم به این واقعیت تمام تلاش خود را می‌کنند با معرفی مکرّر الگوهای مورد نظر خویش، نوجوانان را به سمت اهداف خود سوق داده، شخصیت آنها را مطابق آنچه منفعت‌شان ایجاب می‌کند، مستحکم سازند.
با توجه به لزوم تربیت صحیح دینی نوجوانان، لازم است رسانة دینی تمهیداتی جهت مقابله با این هجوم بیندیشد و با معرفی الگوهایی دینی به نوجوانان و بالا بردن سطح شناختی و اقناع احساساتشان، آنها را به روشنایی حقیقت نزدیک‌تر سازد.
نکتة ظریفی که این تحقیق تأکید بر آن دارد، اینستکه اغلب در تعریف مختصات الگوی دینی فیلم‌ها، ذهن‌ها به این سو گرایش دارد که تنها به ذکر مختصات یک انسان کامل از نظر دین بپردازند و به این ترتیب شرایط خاص فیلم در نظر گرفته نمی‌شود.
باید متوجه بود، الگوی فیلم همواره برای مخاطب خاصی تدارک دیده می‌شود و وظیفه‌اش در درجة اول تأثیرگذاری بر همان مخاطب است. پس برای آنکه مخاطب با این الگو احساس نزدیکی کند، می‌توان با برقراری شباهت هر چه بیشتری میان مخاطب و الگو، از جمله ایجاد نقص‌ها، نیازها و حتی بعضاً اشتباهاتی که زیاد توسط مخاطب روی می‌دهند، باعث انس گرفتن مخاطب به این الگو شد، در حالیکه هیچ‌گاه کارشناسان دینی در تعیین یک مصداق کامل دینی (خارج از فیلم)، قائل نبوده‌اند که این مصداق می‌تواند نقص یا اشتباهی داشته باشد.
با غفلت از این تفاوت، مشاهده می‌شود که الگوهای رسانة دینی به مانند الگوهای غرب قدرت علاقه‌مند ساختن مخاطب را به خود ندارند و کم‌کم این پنداره در ذهن بعضی هنرمندان در حال شکل‌گیری است که هیچ‌گاه نمی‌توان جذابیت الگوهای دینی را نسبت به الگوهای غربی برتری داد. نباید اجازه داد، محبوبیت یک الگوی فیلمِ دینی کمتر از الگوهای دیگر فیلم‌ها باشد و همیشه می‌بایست به خود یادآوری کنیم، اغلب نوجوانان، آگاه یا ناخودآگاه از الگویی تقلید خواهند کرد که برایشان جاذبة بیشتری داشته باشد. با این اوصاف، آیا لازم نیست حداقل با بهره‌گیری محتاطانه از تجربیات الگوهای موفق هالیوود، الگوهایی دینی را خلق کرد که توانایی جذب و علاقه‌مندسازی و اثرگذاری حداکثری دینی بر مخاطب خود را داشته باشند؛ مخصوصاً وقتی مخاطب نوجوان باشد، که هویت او در حال شکل‌گیری است و به آسانی هدف رسانه‌های بیگانه قرار می‌گیرد.
1-3. اهداف تحقیق
هدف اصلی:تبیین چگونگی رسیدن به مؤلفه‌های الگوی دینی در فیلم انیمیشن نوجوان، با بررسی فیلم‌های انیمیشن هالیوود
اهداف فرعی:
1. تبیین چگونگی استحکام بخشیدن به هویت دینی نوجوانان، توسط الگوهای فیلم انیمیشن
2. تبیین چگونگی جذب مخاطب نوجوان به هویت مورد نظر، در فیلم‌های انیمیشن هالیوود
1-4. سوالات تحقیق
سوال اصلی: چگونه می‌توان با بررسی فیلم‌های انیمیشن هالیوود، به مؤلفه‌های الگوی دینی در فیلم انیمیشن نوجوان، دست یافت؟
سوالات فرعی:
1. از آنجا که هویت‌یابی وظیفة اصلی دوران نوجوانی است و الگوهای انیمیشن منبع مهمی در ارائة پاسخ‌های هویتی به نوجوانان می‌باشند، چگونه می‌توان هویت دینیِ نوجوانان را توسط الگوهای فیلم انیمیشن مستحکم ساخت؟
2. در آثار فیلم انیمیشن هالیوود، با الگوهایشان به چه روش‌هایی، مخاطب نوجوان را به هویت مورد نظر خود جذب می‌کنند و چگونه می‌توان از تجربیات الگوهای موفق هالیوود در یک الگوی دینی بهره گرفته تا اثر مطلوب دینی بر مخاطب نوجوان داشته و هویت دینی را به او انتقال داد؟
1-5. فرضیه
با توجه به اینکه موضوع پژوهش پیش رو اکتشافی است، قاعدتاً از فرضیه نیز بی‌نیاز است. چرا که فرضیه برای اثبات یا رد کردن گزاره مورد نظر است، حال آنکه ما در این پژوهش گزاره‌ای را نفی یا اثبات نمی‌کنیم، بلکه موضوعی را اکتشاف می‌کنیم.
1-6. تعریف مفاهیم اساسی
1-6-1. مؤلفه
منظور از مؤلفه صرفاً افعال و عقاید ظاهری نیست، چرا که چنین چیزهایی از قبل توسط بسیاری از کارشناسان دینی تعریف شده‌اند. در این تحقیق منظور از مؤلفه، نشانه است و هدف نهایی این است که بدانیم در کنار نشانه‌های آشکار دینی، چه نشانه‌هایی را چگونه باید به کار برد تا تأثیرگذاری مطلوب الگوی دینی را بر مخاطب افزایش داد.
1-6-2. الگو
نمی‌توان تعریف الگوی مطلق را با الگوی درون فیلم یکسان دانست. الگوی مطلق (خارج از فیلم)، اغلب به معنای معرفی مصداقی به دیگران است تا با شناخت آن، از مسیر صحیحِ رسیدن به کمال اطلاع یابند.
این تعریف هرگز برای شناخت الگوی درون فیلم کفایت نمی‌کند و برای تعریف الگوی فیلم باید قسمت دیگری نیز به آن افزود. الگوی فیلم علاوه بر آنکه مصداقی تعیین می‌کند که دیگران می‌توانند از آن تقلید کنند، باید ویژگی‌هایی داشته باشد که با وجود آنها مقلد به الگو علاقه‌مند شده و بخواهد از آن تقلید کند.
اگر قرار باشد در الگوی فیلم تنها به دنبال معرفی مصداق کمال باشیم و یادمان برود که می‌بایست مقلد به این مصداق علاقه‌مند شود، آنگاه به احتمال زیاد، مخاطب اصلاً این الگو را نخواهد دید و اصل وجود الگو در اینجا زیر سوال خواهد رفت؛ چه بسا اگر مخاطب را مجبور کنیم، الگویی را که به آن علاقه‌ای ندارد مشاهده کند، آن الگو تأثیر معکوس و متناقضی با اهداف سازندگانش داشته باشد.
1-6-3. الگوی دینی
در تعریف الگوی دینی، اغلب آثار تنها به کشف مصداق یک انسان کامل از نظر دین می‌پردازند و چون دغدغة تعریف الگوی دینی در یک فیلم را ندارند، اهمیت جذب مخاطب به آن الگو و ارائة الگوهایی متفاوت و متناسب با مخاطبان خاص برایشان مهم نیست.
شهید مطهری در تعریف انسان کامل می‌گوید: «انسان کامل یعنی انسان نمونه، انسان اعلی یا انسان والا. شناختن انسان کامل از دیدگاه اسلام، از آن نظر بر ما مسلمین واجب است که حکم مدل و الگو و حکم سرمشق را دارد؛ یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل باشیم و تحت تربیت و تعلیم اسلامی به کمال انسانی خود برسیم، باید بدانیم انسان کامل چگونه است تا بتوانیم خود و جامعة خود را آنگونه بسازیم.»1
عزیز الدین نسفی هم در بیان انسان کامل گفته است: «انسان کامل آن است که در شریعت و طریقت و حقیقت تمام باشد و یا به عبارت دیگر چهار چیز به کمال در وی باشد؛ اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک و معارف.»2
1-6-4. فیلم انیمیشمن
در فرهنگ‌های سینمایی، انیمیشن یک شیوة فیلم‌سازی است که در آن به اجسام و تصاویر (معمولاً نقاشی شده) بی‌حرکت، تحرک بخشیده می‌شود. این کار در گذشته اغلب با دوربین مخصوص فیلم‌برداری منقطع و کادر به کادر صورت می‌گرفت، یعنی از جسم یا تصویر یک کادر (معمولاً یک بیست و چهارم ثانیه) فیلم گرفته می‌شود. بعد جای جسم را کمی عوض می‌کنند یا تصویری دیگر که با تصویر قبلی کمی تفاوت داشته باشد در مقابل دوربین قرار می‌دهند و این کار ادامه پیدا می‌کند و در مجموع، جسم یا تصویر در یک سلسله کادرهایی که موقع نمایش به طور پیوسته روی پرده می‌آید، حرکت می‌کند.3
1-6-5. نوجوان
نوجوانی به قسمتی از عمر انسان اطلاق می‌شود که میان دورة کودکی و بزرگسالی (جوانی) قرار دارد. در هر جامعه و فرهنگی محدودة این دورة سنی متفاوت است و نمی‌توان سن دقیقی را برای آن مشخص کرد. در جوامع سنتی محدودة این دورة سنی بسیار کوتاه بود و والدین از همان سن کودکی، سعی داشتند فرزندانشان را به انجام وظایف بزرگسالی عادت دهند. اما در جوامع امروزی این وضعیت بسیار تغییر کرده است.
گرچه لیود (1985) قائل است نوجوانی بین سنین 13 تا 22 سالگی است، اما سن شناسنامه‌ای به تنهایی شاخص معتبری برای شروع یا پایان نوجوانی نیست؛4 دکتر اکرم پدرام‌نیا (1387) نیز در تعریف محدودة سن نوجوانی می‌گوید:
«نوجوانی با بروز علائم بلوغ آغاز می‌شود و جایی … پایان می‌پذیرد. شاید این را بهترین شیوة تعریف نوجوانی دانست. به نظرتان کمی مسخره و غیر علمی می‌آید؟ اما در واقع دقیق‌ترین تعریف از این دوره است. ایام نوجوانی دیگر ایام کودکی نیست. دورة بزرگسالی هم نیست، بلکه دروه‌ای است بین این دو مرحله و چون امروزه کودکان سریع‌تر از گذشته دورة کودکی را پشت سر می‌گذارند، مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی در آن‌ها طولانی‌تر از سابق است».5
1-6-6. فیلم نوجوانان
از فیلم نوجوانان دو برداشت می‌توان داشت، فیلم‌هایی دربارة نوجوان با مخاطب بزرگسال که اکثر در آنها نحوة برخورد مناسب با نوجوانان مسئلة اصلی است یا فیلم‌هایی با مخاطب نوجوان که هر چند بزرگسالان نیز از تماشای آن لذت می‌برند، اما مسئلة اصلی ارائة راه‌حل‌هایی به خود نوجوانان برای حل مشکلات و نیازهایشان می‌باشد که در این تحقیق همین برداشت مورد نظر است.
1-6-7. هویت
هویت در کتاب‌های لغت به معانی هستی، وجود، آنچه سبب شناسایی شخص باشد، حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد، ذات، شخصیت و … آمده است.
هویت جوابی است که در برابر «من کیستم» مطرح می‌شود. سوالی که ذهن هر انسانی را به خود مشغول کرده، اینکه کیستم و چرا هستم؟ جواب از این سوال ساده نیست و تمام تجربیات و ادراکات گذشته یک فرد در تعیین این جواب مؤثر خواهند بود، همچنین پاسخ این سوال می‌تواند بسیار روشن کند، یک فرد در آینده نیز چگونه خواهد بود و به چه روشی رفتار خواهد کرد.
به بیانی ساده، هویت آن بخش از عناصر اصلی شخصیت انسان است که به دنبال عینیت پیدا کردن آن، فرد می‌تواند موضع خود را در برخورد با جهان و دیگران و خویشتن به صورت شایسته مشخص کند.6
1-6-8. جذابیت
در فرهنگ‌‌های لغت جذب به معانی ضد دفع، مقابل دفع، به‌سوی خود کشیدن، گیرایی، جاذبه و ربایش آمده است و جذابیت به معنای دلربایی، زیبایی، ملاحت و گیرایی آمده است. در این تحقیق منظور از جذابیت، عواملی که باعث می‌شود مخاطب نوجوان به الگوی فیلم علاقه‌مند شده و به سمت آن کشانده شود و با آن انس گیرد. در صورتی که این اتفاق رخ دهد، آگاه یا ناخودآگاه خود را همانند الگو ساخته و در واقع شروع به تقلید از آن الگو می‌کند.
فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
2-1. بررسی تحقیقات پیشین
هنوز اثری فارسی نیافته‌ام که به اهداف مورد نظر این تحقیق پرداخته باشند، برای همین در اینجا به ذکر چند اثر و تحقیق می‌پردازم که هر چند هدفشان ذکر مؤلفه‌های دینی یک الگوی فیلم نوجوانان نیست، اما جزئی از مطالعات گذشته‌ام می‌باشند که در این تحقیق بهره‌هایی از آنها برده‌ام:
1. پایان نامة بررسی نمادها و نمودهای تهاجم فرهنگی در برنامه‌های کودک و نوجوان شبکة دوم سیما7
این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به بررسی نمادها و نمودهای تهاجم فرهنگی در برنامه‌های کودک و نوجوان در فصل بهار 1388 شبکة دوم سیما پرداخته است.
فرضیة محقق این است که: «به نظر می‌رسد در برنامه‌های کودک و نوجوان نمادهایی از تهاجم فرهنگی غرب وجود دارد که بینش و نگرش و ارزش‌های آنها را دست‌خوش تغییر قرار می‌دهد».
نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که نمادهای مربوط به متغیرهای خشونت، مصرف‌گرایی و رفتارهای غیر ارزشی و نا بهنجار بیش از سایر نمادهای تهاجم فرهنگی در برنامه‌های کودک و نوجوان نمود داشته‌اند.
با مطالعة این تحقیق به کارکرد و اهمیت نشانه‌ها پی می‌بریم و می‌فهمیم در تولید آثار رسانه‌ای مخصوصاً آنها که مخاطبش کودکان و نوجوانان هستند، به سادگی نباید از کنار تصاویر و تأثیر آنها بر احساسات و ناخودآگاه مخاطب گذشت. لکن این تحقیق در صدد بیان نمادهای تهاجم است و نگاهی به نمادهای مفید انیمیشن‌های غربی که قابل استفاده در انیمیشن دینی باشد، ندارد.
2. آسیب‌شناسی سینمای کودک و نوجوان8
این کتاب مجموعة مصاحبه‌ با 15 تن از اهالی سینمای کشور دربارة مشکلات و آسیب‌های سینمای کودک و نوجوان کشورمان است که با مطالعة آن ضرورت پژوهش دربارة آثاری با مخاطب نوجوان برایم روشن‌تر شد.
در این اثر تأکید می‌شود مشکلات سیاستی که برای اکران فیلم‌ها در کشور ما حاکم است، بی‌توجهی کاملی نسبت به مسائل بچه‌ها دارد و این باعث می‌شود فیلم‌هایی که با عنوان مخاطب نوجوان تولید می‌شوند، بیشتر حالت جشنواره‌ای به خود گرفته و از نیازهای واقعی نوجوانان غافل باشند.
3. نقش رسانه‌ها در ساختن هویت دینی نوجوانان آمریکایی9
این مقاله، مروری است بر پژوهش خانم لین اسکوفیلد کلارک10 که به بررسی نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری هویت دینی در میان نوجوانان آمریکایی می‌پردازد. در جهان امروز که نفوذ رسانه‌های جمعی و اثرگذاری آنها بر هویت دینی نوجوانان و جوانان بر کسی پوشیده نیست، مطالعه این مقاله، می‌تواند با ارائه اطلاعاتی دربارة نقش رسانه‌ها، در شکل‌گیری هویت دینی نوجوانان آمریکایی، امکان مقایسه آن را با شرایط موجود در جامعه امروز ما نیز فراهم آورد. وی در پایان‌نامة پژوهشی خود با موضوع هویت دینی نوجوانان امریکایی، درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که نوجوانان، مذهبی بودن (یا نبودن) را در چه می‌دانند؟ و این مسئله با تجربه آنها از رسانه‌های دیداری چه ارتباطی دارد؟
این پژوهش در فضای جغرافیایی و فرهنگی متفاوتی صورت گرفته است، اما برخی نتایج آن در زمینه آسیب‌های دینی رسانه‌ها بر نسل نوجوان، از جمله برابر دانستن دین با نهادها و مؤسسه‌های دینی، تلقی نادرست از دین و کم‌توجهی به نمادهای دینی، می‌تواند در مطالعات و پژوهش‌های رسانه‌ای و همچنین مورد توجه این تحقیق قرار گیرد.
در نوشته‌ای از مقاله اینچنین آمده است:
نمادهای دینی- مذهبی می‌توانند مانند دیگر نمادهای سازگار شده با شرایط فرامدرن پایان دورة سرمایه‌داری، مورد استفاده قرار گیرند. …. مانند جودی 19 ساله که وقتی از او پرسیده شد کدام برنامة تلویزیونی بیشتر به اعتقادات شخصی‌ات نزدیک است؟ پاسخ داد: باید «پرونده‌های ایکس»11 باشد، چون اصلاً مهم نیست دیگران چه می‌گویند. پدر من از طرفداران پر و پا قرص فیلم‌های علمی – تخیلی است. او کسی بود که سبب شد من هم به این موضوع‌ها علاقه‌مند شوم و مدام به موجودهای فضایی و تخیلی فکر کنم. من همة فیلم‌هایی را که دربارة این موجودات ساخته شده، دیده‌ام. به باور من، ما بی‌گمان، تنها موجودات هوشمند در جهان نیستیم… خدا موجودی برتر بوده است. از کجا معلوم؟ شاید او هم یک موجود بیگانه فضایی باشد؟ شخصیت مالدر در سریال پرونده‌های ایکس، چیزی شبیه این جمله را می‌گوید: «از کجا بدانیم خدا موجودی بیگانه نیست؟»
چند روز پیش به یکی از دوستانم فیلم World War Z محصول 2013 را نشان می‌دادم. او بعد از کمی مبهوت ماندن در صحنه‌های عظیم فیلم پرسید: آیا موجودات خون‌آشام واقعاً وجود دارند؟ این سؤال برایم بسیار جالب بود، زیرا روزی سؤال خودم بود به حدی که مجبور شدم کمی از رسانه‌ها فاصله بگیرم تا بتوانم کنترل ذهنم را به دست بیاورم. شاید گمان کنید نمایش اینچنین فیلم‌های تخیلی هدفی جز سرگرمی مخاطب ندارد، اما نمایش انبوه این آثار بی‌پایه نتیجه‌ای ندارد جز آنکه در مستی غفلت فرو رویم و مرز بین واقعیت و تخیلات بی‌مبنا برایمان شکسته شوند و آنگاه است که گمان می‌کنیم می‌توان همه چیز را به بازی گرفت که این همان هدف نهایی رسانه‌های غرب است.
متأسفانه در کشور ما تا اینچنین بحثی پیش آید، سریع تصمیم بر آن گرفته می‌شود که کلّ آن موضوع را رها کنند. مطابق مثالِ «اگر دندانش درد می‌کند سرش را بزن تا بهبود یابد»، با دیدن آثاری مخرب از تخیل با جهل یا رندی کلّ نعمت تخیل کنار گذاشته می‌شود که این بدترین کار ممکن است.
زیرا تخیل اگر در مسیر حقیقت گام بردارد، نه تنها آثار مخربی به جا نخواهد گذاشت بلکه به عقیدة برخی فیلسوفان اسلامی اثر آن در هدایت انسان گاهی حتی برتر از عقل نیز هست؛ مخصوصاً هنگامی که مخاطب نوجوان باشد، او که در این سن تخیل و احساساتش در حال فوران هستند و نیاز شدیدی به اشباع و کنترل آنها دارد.
سؤالی که پیش می‌آید، اینکه در یک الگوی دینی فیلم نوجوانان تا چه حد جایز است از تخیل بهره ببریم که به نظرم جواب دقیق به این سؤال نیازمند تحقیقات مفصّل دیگری است.
4. مشاوره الگویی برتر در آموزش دینی به نوجوانان12
در این مقاله به چهار الگوی تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره پرداخته می‌شود که در نهایت نویسنده با ذکر دلایلی معتقد است از میان اینها، الگوی مشاوره امروزه بیشترین کاربرد و فایده را داراست.
5. تقلید از الگوها، آسیب‌شناسی و راهکارهای آسیب‌زدایی13
مقالة حاضر می‌کوشد به دو پرسش پاسخ دهد: اول اینکه، مهم‌ترین اشتباهات و آفات تقلید از الگوها چه چیزهایی هستند؟ و دوم اینکه، مهم‌ترین راه‌کارهای پیش‌گیری و حذف این اشتباهات و آفات کدامند؟
نویسنده بیان می‌کند آثار مثبت تقلید و الگوپذیری هنگامی است که تقلید و انتخاب الگو، آگاهانه و با دقت و با رعایت شرایط در الگوها و اسوه‌ها صورت پذیرد، و گرنه چه بسا تقلید و الگوپذیری دچار اشتباهات و آفاتی گردد و از مهم‌ترین اشتباهات در روند تقلید و الگوپذیری، به اشتباه در تشخیص مصداق کمال، اشتباه در تعیین مصداق اسوة کامل و اشتباه در محدودة شایستگی الگوها اشاره می‌کند.
از آنجا که این مقاله در صدد بیان مشخصات یک الگوی خارج از فیلم است و به خصوصیات فیلم توجهی ندارد، به مسئلة چگونگی جلب توجه و علاقه‌مند ساختن مخاطب به الگوها توجهی نداشته است. بلکه در این مقاله فرض گرفته شده است، مخاطبی از قبل قصد انتخاب الگو دارد و حال تنها باید با راهنماییِ شناختی به او، راه صحیح انتخاب الگو را به او شناساند.
6. بررسی شخصیت در فیلم‌های تاریخی- مذهبی14
در این اثر، نویسنده به بررسی هفت سریال و فیلم سینمایی مطرح ایرانی دربارة زندگی ائمه و تاریخ زندگی معاصران ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازد تا بررسی دقیقی دربارة شخصیت‌های تاریخی- مذهبی و ملزومات آن داشته باشد. ایشان علاوه بر نقد این آثار و ذکر نقاط قوت و ضعف آنها در پرداختن به شخصیت‌های تاریخی- مذهبی، عنوان می‌کند: «بررسی شخصیت در فیلم‌های تاریخی- مذهبی پی‌آمدها و دست‌آوردهایی دارد که به طور طبیعی بیش از همه به تطابق تاریخ و داستان تاریخ مربوط است»؛15 در ضمن بیان می‌کند: «در فیلم‌های تاریخی- مذهبی، بر خلاف سینمای معنویت‌گرا و دینی عنصر اثرگذاری و تحول مخاطب، هدف اصلی نیست».16 با این بیان، متوجه می‌شویم یافته‌های این نویسنده دربارة خصوصیات شخصیت‌های تاریخی- مذهبی با آنچه در بیان مؤلفه‌های الگوی دینی فیلم نوجوانان به دنبال آن هستیم متفاوت می‌باشند، زیرا در یک اثر دینی با مخاطب نوجوان هدف و اولویت اصلی ما تحولِ مخاطب و اثرگذاری بر اوست، نه چیز دیگری.
نکاتی در این کتاب یافت می‌شوند که در این تحقیق می‌توان از آنها بهره گرفت، ولی به هر حال به علت تاریخی بودنِ شخصیت‌های مذهبی در این اثر که شرایط خاص خودشان را ایجاب می‌کنند، نمی‌توانم از اکثر یافته‌ها و نتایج این کتاب در نوشته‌هایم بهره‌مند باشم.
7. روان‌شناسی رسانه17
در مقدمة کتاب آمده است: «روان‌شناسی رسانه به دنبال مطالعة تأثیر رسانه‌ها بر ابعاد روان‌شناختی مردم و به ویژه بر رفتار اجتماعی آنان و نیز مطالعة تأثیر مردم بر رسانه‌هاست».
در فصل اول این کتاب نظریاتی دربارة نحوه تأثیرگذاری رسانه‌ها بر مخاطب بیان شده است که در تحلیل‌های خود قصد دارم از آنها کمک بگیرم و به همین علت، خلاصه‌ای از آن نظریات را ذکر می‌کنم.
نظریة تحولی تأثیر خشونت رسانه‌های جمعی: راهبردهای اجتماعی یادگیری‌شده (مانند حل مسئله از راه خشونت) از طریق تماشای محتوای خشونت‌آمیز تلویزیون، بلافاصله در اولین موقعیت محیطی توسط فرد به آزمایش گذارده می‌شود. چنانچه راهبردها تقویت گردند، نگهداری شده و دوباره در جای دیگر به کار گرفته خواهند شد و گرنه راهبردها حذف خواهند شد.
از این نظریه این نکته را می‌توان استنباط کرد که نباید با الگوهای رسانه ادعاهای خلاف واقعی را مطرح کرد، مثلاً فرض گیرید در جامعه‌ای که بیشتر افرادش به فکر سوءاستفاده از دیگران هستند، بخواهیم با الگو به مخاطب بگوییم باید همیشه به دیگران اعتماد کرد؛ یقیناً این امر خلاف واقع و طبق این نظریه به محض تجربة مخالفِ مخاطب، تمام الگو به کلی کنار گذاشته خواهد شد.
نظریة انتظار- ارزش: طبق این مدل، ما برنامه‌هایی را می‌بینیم که انتظار داریم نیازهای ما را برآورده سازند و برای دیدن آن ارزش بالایی قایل باشیم. پس از تماشای برنامه‌ها، این که این نیازها چگونه و به چه میزان برآورده شده‌اند را ارزیابی کرده و به آن وزن خواهیم داد. در نتیجة این ارزیابی‌هاست که تصمیم می‌گیریم دیدن برنامه‌ها را در آینده تکرار کنیم یا متوقف سازیم (عمل مستدل).
نظریة شناختی- اجتماعی (یادگیری اجتماعی): بر اساس این نظریة مهم و کاربردی که از نظریة شناختی- اجتماعی بندورا (1973) سرچشمه گرفته، شیوه‌های پاسخ می‌تواند در نتیجة مشاهدة تجربة الگو یا با سرمشق‌گیری از مدل، یادگیری شده و به اکتساب پاسخ‌های تازه بینجامد. یافته‌های مطالعاتی نشان می‌دهند که پاداش داده شده به خشونت (که ممکن است در حد یک کامیابی یا یک تأیید ساده فاعل آن باشد)، هم در میان کودکان و هم در میان بزرگسالان می‌تواند بر خطر یادگیری افکار و رفتار پرخاشگرانه بیفزاید. در این چهارچوب، رسانه‌های تصویری منبع کارآمدی برای یاد دهی و آموزش رفتار به شمار می‌روند. برای مثال، چنانچه نتیجة اعمال خشونت از جانب قهرمان داستان، موفقیت‌آمیز به نظر برسد، این احتمال وجود دارد که ما نیز گزینة اعمال خشونت را برای حل مشکل زندگی واقعی مورد توجه قرار دهیم.
رویکرد شناختی- تداعی (اثر پیش‌اندازی): خاطرات پنهان (یا ناهشیار) صحنه‌ها و لحظات خشونت می‌توانند باز تحریک شده و بر انگیخته گردند. چنین برانگیختگی را اثر پیش‌اندازی (یا اثر تقدم) گویند. این هنگامی است که نشانه‌های مناسب و مرتبطی فراهم آیند.
به نظرم این نظریه بسیار مهم است و باعث می‌شود تمام نشانه‌های موجود در فیلم برایمان مهم باشند، اینکه چه نشانه‌هایی تکرار می‌شوند و کدامین آنها در کنار هم آمده‌اند و روابط بین آنها چگونه است. زیرا تمام این نشانه‌ها در ناخودآگاه ما تأثیر خود را گذاشته و در زمانی دیگر در مواجهه با مسائلِ مشابه در زندگیِ واقعی به عنوان راهبرد و پاسخ به ناخودآگاه ما خواهند آمد؛ در نهایت بدون آنکه آگاه باشیم منبع این راهبردها از کجا بوده است، با ناخودآگاهمان به عملی مطابق میل رسانه تشویق خواهیم شد.
مدل کوشش درخور: این نظریه که در اصل در حوزة مباحث تغییر نگرش‌ها و متقاعدسازی مطرح شد به ما گوشزد می‌کند، برای متقاعدسازی مخاطب در مورد چیزهایی که اهمیت بالاتری برای مخاطب دارند باید استدلال‌های دقیق‌تری آورد. از سوی دیگر برای متقاعدسازی او در مورد چیزهایی که اهمیت بالایی برای او ندارند لازم نیست اینچنین استدلال‌هایی را ذکر کرد و چه بسا اینجا با ذکر استدلال باعث خستگی مخاطب هم بشویم. بنابراین این مدل نیز اهمیت شناخت مخاطب و نیازها و علایق او را برای ما آشکار می‌کند.
نظریة استفاده و رضامندی: نظریة استفاده و رضامندی هدف ارتباط را که در دیدگاه پیشینیان از رسانه آغاز می‌شد به هدف خوانشگری تغییر جهت داد و مصرف‌کننده را آغازگر ارتباط برشمرد و بدین‌گونه دریچة تازه‌ای را به روی پژوهش رسانه گشود. در واقع، هدف مشخص این نظریه دستیابی به ماهیت تجربة مخاطب بود.
نظریة وابستگی: رویکرد استفاده و رضامندی بذر شمار دیگری از رویکردهای جالب را نیز پاشید که مهم‌ترین آن‌ها، نظریة وابستگی در نظام رسانه‌ای است. بر مبنای این رویکرد، هدف‌های مخاطب بیانگر بخش مهمی از چرایی قرارگیری وی در معرض رسانه است. در این دنیای اشباع‌شده از رسانه‌ها، مردم به این‌جا می‌رسند که برای یافتن هرگونه اطلاعات در هر زمینه‌ای، به شدت به رسانه‌ها وابسته می‌باشند.
نظریة فرهنگ‌سازی: این نظریه از میان کارهای جورج گربنر در خلال دهة 1970 سر بیرون آورد. به طور خلاصه، موضع نظریة فرهنگ‌سازی بر این است که استفادة مفرط و فراوان از رسانه‌های جمعی و قرارگیری دراز مدت در معرض آن، ادراک مردم را از واقعیت‌های اجتماعی شکل می‌دهد. استدلال گربنر این بود که جامعه و فرهنگ که رسانه اکنون جزء تفکیک‌ناپذیر آن گردیده است، به طور دایم و به شکل پویایی با هم در آمیخته و در تعامل هستند و در نتیجه، همان محیط نمادین (محیطی پر از نمادها و نشانه‌ها) را ایجاد کرده‌اند که از همان لحظه تولد در آن پا می‌گذاریم.
این نظریه بسیار مهم است و طبق آن حتی می‌توان پژوهشی قوم‌نگار از شخصیت‌های درون فیلم‌ها داشت و به این طریق اثر آنها را بر مخاطب محاسبه کرد. زیرا قرار گرفتن ما در برابر رسانه طبق این نظریه، چیزی نیست جز اینکه از پشت یک پنجره به دنیایی دیگر نظر بیندازیم و به خلوت دیگران سرک بکشیم و افراد آن سوی پنجره نیز همیشه در حالیکه وانمود می‌کنند از حضورمان بی‌خبرند اما همیشه در حال فکر کردن به ما هستند.
نظریة برجسته‌سازی: رسانه می‌تواند تعیین کند چه موقع به چه چیزی از دنیای اجتماعی بیندیشیم.
مدل شبکه‌ای FCB: تقسیم‌بندی‌های این مدل شبکه‌ای در سایة مطالعات متعددی مورد تأیید قرار گرفته است. طبق آن می‌بایست با در نظر گرفتن شرایط شناختی- احساسی- انگیزشی مخاطب یکی از این چهار راه را برای متقاعدسازی مخاطب برگزید.
تفکراحساسدرگیری بالایادگیری – احساس – عملاحساس – یادگیری – عملدرگیری پایینعمل – یادگیری – احساسعمل – احساس – یادگیری
می‌دانیم که مسئلة هویت‌یابی برای نوجوان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و از آنجا که هم تفکر و هم احساس نوجوان دارای رشد چشمگیری است، لازم است برای بیان این مسئله از هر دو روش درگیری بالا استفاده شود.
البته نظریات دیگری نیز وجود دارند که انسان را به تأمل و تدبر وا می‌دارند. نظرات متضادی که نمی‌توان هیچ کدام را بر دیگری برتری داد، اما شاید بتوان راه‌حلی برای جمع این نظرات به دست آورد و حدودی در مصداق این نظرات ایجاد کرد. همین کشف راه‌حل و اینکه چقدر و چگونه جایز است خشونت را در الگوی دینی فیلم نوجوانان نمایش دهیم، به تحقیقات فراوان و مفصلی نیاز دارد.
مثلاً بعضی معتقدند نمایش خشونت در رسانه آثار منفی بر مخاطب، مخصوصاً کودک و نوجوان به جا خواهد گذاشت و باعث خواهد شد مخاطب دست به تقلید زده و یا حداقل قبح اینچنین صحنه‌هایی در نظرش کاهش یابد. عدة دیگری نیز معتقدند که مخاطب با تماشای این صحنه‌های خشن و با همذات‌پنداری با بازیگران روحش را پالایش داده و خود را از هیجانات مضاعف و مخرب تخیله می‌کند و به این ترتیب این صحنه‌ها اثر خوبی بر او به جای خواهند گذاشت.
در فصل‌های بعدی کتاب نیز مباحث بسیار مهمی از کتاب‌های معتبری ذکر می‌شوند تا خواننده بینش هر چه جامع‌تری از مباحث روان‌شناسی رسانه به دست بیاورد. منتهی از آنجا که اصل آن متون غربی است، تأثیرات منفی رسانه از نظر دین برایشان خیلی مهم نبوده است؛ با این حال حتی می‌توان با کمک همان مباحث به تحقیقاتی دربارة تأثیرات دینی رسانه‌ها پرداخت.
8. بازنمایی ایران و اسلام در هالیوود18
این اثر با تحلیلی نشانه‌شناسانه به پژوهشی کیفی از 10 فیلم شاخص غرب می‌پردازد تا به نحوة بازنمایی تصویر ایرانیان و مسلمانان در رسانه‌های غرب و هالیوود پی ببرد.
نویسنده می‌گوید: «تصویری که در رسانه‌های غرب، مخصوصاً سینمای هالیوود از ایرانیان و مسلمانان ارائه می‌شود، ناخوشایند، غیر منصفانه، اغراق‌آمیز، مخدوش و کلیشه‌ای جلوه کرده و نزد دیگر مخاطبان، به ویژه مخاطبان غربی، تهدیدآمیز، افراط گرایانه، مشارکت گریز و آشفته بوده است».
یقیناً با کمک نتایج حاصله از این تحقیق در تعریف مؤلفه‌های دینی یک الگوی فیلم نوجوانان باید هشیار باشیم، خودمان هرگز چنین تصویری را از مسلمانان و ایرانیان و الگوهایمان ارائه ندهیم و به سخنان و تصاویر پوچ رسانه‌های غرب مهر تأیید نزنیم.
سخن اینجاست که آیا جایز است در رسانة دینی هم تصویری مخدوش و تهدیدآمیز از بیگانگان ارائه شود. به نظر می‌رسد رسانة دینی نباید پا را از حقیقت فراتر بگذارد و روشی مانند منش بیگانه‌ها برای خود برگزیند، بلکه اگر رسانة دینی واقعاً در مسیر حقیقت باشد، یقیناً دشمنش کسی نخواهد بود جز آنکه حقیقتاً زشت و بی‌دین باشد و در اینجا وظیفة رسانة دینی است که دروغ‌ها و زشتی‌های واقعی و درونی بی‌دینان را آشکار و دربارة آنها به انسانیان هشدار دهد.
جمع‌بندی: از آنجا که اغلب تفاوت میان الگوی دینی درون فیلم و بیرون از فیلم نادیده گرفته می‌شود، نوشته‌های پیشین فارسی‌زبان، اکثر در صددِ بیان مشخصات انسان کامل و در واقع یک الگوی دینی منتهی نه یک شخصیت فیلم بوده‌اند. این آثار رابطة محکمی با مسیر این تحقیق ندارند، زیرا آنها از خصوصیات انسان یا الگوی دینی‌ای بحث کرده‌اند که خارج از فیلم است و ویژگی‌های مخاطب فیلم را مد نظر قرار نداده‌اند. بعضی آثار هم که به روانشناسی مخاطب و محدودة اثرگذاری فیلم‌ها بر او پرداخته‌اند، هدف دینی نداشته و بیشتر تأثیر آسیب‌هایی بر مخاطب را در نظر داشته‌اند که در یک جامعة غربی مصداق آسیب باشد نه در یک جامعة دینی که به عنوان مثال تحقیقات غربی که در صدد بیان چگونگی تأثیر خشونت یا برهنگی بر مخاطب بوده‌اند زیاد به چشم می‌خورد. حال که هدف اصلی این تحقیق، بیان چگونگی افزایش تأثیر مطلوب الگوهای دینی فیلم بر مخاطب نوجوان است، سعی می‌کنم در حد توانم از این تحقیقات تا آنجا که امکان دارد بهره گیرم و نکاتی کاربردی را ارائه دهم.
2-2. چارچوب نظری تحقیق
برای تعریف مؤلفه‌های دینی الگوی فیلم نوجوانان لازم است ابتدا به شناختی کافی از مخاطبان نوجوان دست یافت، به همین علت ابتدا به بیان ویژگی‌های دوران نوجوانی می‌پردازم.
یکی از مسائل پیچیده و بارز دوران نوجوانی اینکه ناگهان وظایف سنگین رشدی به او محول می‌شود و چون هیچ تجربه‌ای در مواجهه با اینچنین مسائلی ندارد، برای غلبه بر آنها شدیداً نیازمند کمک دیگران است. اما از سویی دیگر، نوجوان یاری خواستن از دیگران را مخالف بعضی نیازهای دیگر خود از جمله استقلال و بزرگی تصور می‌کند و به همین علت با وجود نیاز شدیدش، از کمک دیگران استقبال نکرده و در راه‌حلی دیگر شروع به الگوبرداری می‌کند.
از آنجا که از نظر روانشناسان مهمترین نیازهای دوران نوجوانی، مربوط به مسئلة هویت‌یابی است در ادامه به بیان ابعاد هویت پرداخته و بیان می‌کنم مسائلی از جمله نیاز ذاتی انسان‌ها به کمال و همچنین نزاع ذاتی میان هویت‌ها انسان را مشتاق می‌کند تا به دنبال هویتی با جهان‌بینی برتر برای خود باشد و این هویت دینی است که تنها هویت برتر می‌باشد که رسانة دینی نیز می‌بایست آن را در مخاطبانش تقویت کند.
سپس به رابطة هویت و ارزش‌ها و رابطة الگوها با نشانه‌ها اشاره کرده و با در نظر گرفتن شرایط خاصی که هنر سینما آن را ایجاب می‌کند، با یاری گرفتن از آموزه‌های روانشناسان و نشانه‌شناسان به پژوهشی موردی از دو اثر محبوب نوجوانان در هالیوود پرداخته و با تحلیل نمادهای به کار رفته در الگوهایشان چگونگی تأثیرگذاریشان بر ارزش‌گذاری‌های مخاطب نوجوان را مورد بررسی قرار داده، تا در نهایت بتوانم با بهره‌گیری از این تجربیات به راهکارهایی عملی برای خلق الگوهای دینی در فیلم‌ها با تأثیر‌گذاری مطلوب بر مخاطب نوجوان و هویت او نائل آیم.
2-3. نوجوان
2-3-1. مقدمه
اولین قدم برای دست یافتن به مولفه‌های دینی الگوی فیلم نوجوانان اینستکه ابتدا شناختی کافی از محدوده سنی نوجوانی و اقتضائات و نیازها و وظایف این دوره به دست آوریم تا بدانیم نوجوان به چه چیزهایی علاقه‌مند است و چگونه میتوان او را به سمت یک الگوی رسانه‌ای جذب کرد. اگر الگوی رسانه دینی برای نوجوان جذاب نباشد دیگر بحث از مولفه‌های دینی در آن بی‌فایده خواهد بود، چرا که نوجوان به محض اینکه احساس کند به الگو علاقه ندارد از آن فاصله می‌گیرد و چه بسا اگر مولفه‌هایی دینی نیز در این الگو موجود باشد، از آنها نیز فاصله بگیرد.
هنر این است که بتوانیم در فیلمهایمان میان جاذبه‌ها و مولفه‌های دینی جمعی حاصل کنیم، یعنی مولفه‌های دینی را به صورتی در الگو بیاوریم که نوجوان جذب آنها شود. در اینجا تنها شناخت مولفه‌های یک فرد دینی منظور نیست؛ زیرا بزرگان دینی ما قبلا جزئیات افکار و رفتار یک فرد دینی را کامل بیان فرموده‌اند و راه‌های رسیدن به کمال انسانی را برای ما روشن نموده‌اند اما آنچه هنوز مبهم است و نیاز به تامل و تفکر فراوان دارد اینستکه چگونه میتوان یک فرد را با استفاده از یک الگو تربیت کرده و او را علاقه‌مند به منش دینی آن الگو نمود.
پس وقتی از این صحبت می‌شود که یک الگوی دینی در فیلم دارای چه مولفه‌هایی است منظور این نیست که تنها مولفه‌های یک فرد دینی را به دست بیاوریم، چون بی‌معناست از فیلم صحبت شود و از بیننده آن صحبتی نشود. تا بیننده‌ای نباشد فیلمی هم نخواهد بود. اگر قرار باشد کسی این الگو را در فیلم نبیند، دیگر چه فایده‌ای دارد بحث کنیم این الگو می‌بایست دارای چه مولفه‌های باشد.
خلاصه آنکه رسانه در عین اینکه الگویی ارائه میدهد باید مخاطبش را هم به آن علاقه‌مند کند تا مخاطبی باشد که آن الگو بر او تاثیر بگذارد. ممکن است خرده بگیرید این معنا قبلا از خود واژۀ الگو معلوم بوده است و الگوی نمایش داده شده در فیلم چیزی اضافه بر آن ندارد، به این بیان که الگو بودن تنها در جایی معنا دارد که تقلید کننده‌ای وجود داشته باشد و الگو تنها کسی است که دیگران از او تقلید میکنند و او را به عنوان الگوی خود برگزیده‌اند؛ پس در خارج از فیلمها نیز اگر الگو مورد علاقه تقلید کننده‌اش نباشد دیگر اصلا مورد تقلید قرار نخواهد گرفت و الگویی نیز موجود نخواهد بود.
در جواب باید گفت میتوان معنای دیگری نیز در خارج از فیلم‌ها برای الگو در نظر گرفت و آن اینکه الگو کسی است که شایستگی تقلید را دارد، هر چند هیچ مقلدی نداشته باشد. اما در فیلم دیگر نمی‌توان به این بیان تمسک جست، چرا که آنکه در خارج از فیلم اینگونه الگوست و حتی یک مقلد هم ندارد باز هم کار بیهوده‌ای انجام نداده، به تکلیف خویش عمل کرده و ثواب نیکی خویش را از خداوند رحیم خواهد گرفت. اما در فیلم این وضعیت معنا ندارد و در صورت نبودن هیچ مقلدی برای الگوی نمایش داده شده اصل وجود آن الگو زیر سوال می رود. شاید باز خرده بگیرید که صاحبان رسانه دینی تنها می‌بایست به وظیفه خود عمل کنند و نتیجه دیگر در حیطة وظایف آنها نیست که در جواب باید تأکید کرد وظیفه رسانه دینی به این سادگی قابل حل شدن نیست. وظیفه رسانه دینی بسیار پیچیده‌تر از آن است که بخواهد با نمایش اینچنین چیزهای بی‌ثمری ساقط شود.
این در حالی است که متاسفانه در این زمانه اکثر برنامه‌ریزان رسانه‌ای جهان در مسیر حقیقت گام بر نمی‌دارند و سود خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند، به دروغ کسی را شایسته تقلید می‌دانند و الگویی را به جهانیان عرضه می‌کنند که نه تنها باعث سعادت مخاطبانشان نمی‌شود، بلکه باعث سقوط مخاطبان در چنگ امیال و خواسته‌های صاحبان آن رسانه‌ها می‌شود. در این هجوم جهانی رسانه‌ها، رسانه ملی نباید عرصه را بر رغیبان فرهنگی خویش باز کند و اجازه دهد الگوهای غربی، نوجوانان ما را به سمت دیگری بکشانند تا این پشتوانه‌های عظیم آینده‌ساز را از ما بگیرند.
تاکنون معلوم گشت، می‌بایست شخصیتی برای این الگوی دینی تعریف کرد که مطمئن باشیم مخاطب به آن علاقه‌مند می‌شود و آن را خواهد دید. اگر قرار باشد مخاطب آن را نبیند، تمام سخنان ما در تعریف مولفه‌های دینی یک الگوی فیلم بی‌ثمر خواهد بود.
و معلوم است وقتی پای مخاطب به میدان باز می شود ضرورت شناخت کامل او اجتناب‌‌ ناپذیر است. باید علایق، نیازها، مشکلات، استعدادها و خیلی چیزهای دیگر او را کامل شناخت تا بتوان راهی برای نزدیک شدن به او و نفوذ در دل او به دست آورد و همیشه باید با خود مرور کرد که اگر به نیاز مخاطب اهمیت ندهیم او نیز به مصلحت‌های رسانه اهمیتی نخواهد داد هر چند مصلحت رسانه به حق و به نفع خود او باشد.
2-3-2. تعریف نوجوانی
دوره نوجوانی همزمان است با دوره بلوغ؛ یکی از بحرانی‌ ترین دوره‌های زندگی. در دوره بلوغ تغییرات گوناگونی در ابعاد شخصیتی نوجوان رخ میدهد که هر کدام به نوعی می‌تواند بر او تاثیر بگذارد و حتی گاهی شخصیت او را دگرگون سازد. این دوره که «نقطه عطف زندگی انسان» است در حقیقت برزخی است حد فاصل میان دوران کودکی و بزرگسالی، نوجوان از یک سو در حال گسیختن پیوندهای خود با دوران کودکی و از سوی دیگر شیفته دستیابی به استقلال دوره جوانی و بزرگسالی است ولی به طور کامل نه این است و نه آن و خود نیز در این کشمکش سرگردان است.
در این مسیر پرتلاطم میبایست ما بین پاکی و صفای دوران کودکی و ریا و خشونت بزرگسالی یکی را برگزیند و موفق تر کسانی هستند که بتوانند روح با لطافت دوران کودکی خویش را همراه با خود به دوران بزرگسالی بیاورند. نوجوان باید انتخاب کند در آینده قرار است به چه مقدار از رویاها و آرزوهای کودکی‌اش دست یابد و باید معین کند چگونه میخواهد وارد سن بزرگسالی شود. آیا دوست دارد غم خوار و همراه دیگران باشد یا فقط غم خوار و همراه خود. اینها انتخاب‌ها و سوالهایی هستند که از سن نوجوانی به سراغ انسان می آیند چرا که در سن نوجوانی عقل و حس نوجوان مانند جسم او به طور چشمگیری رشد میکند و به او توانایی درک مفاهیم پیچیده عطا میشود. با صورت‌های جدیدی از عالمی که در آن زندگی می‌کند رو‌به‌رو میشود و می‌فهمد نمیتوان به همان سادگی دوران کودکی با دوران بزرگسالی رو‌به‌رو شد و از پس آن برآمد و چاره ای نیست جز اینکه برنامه‌ای برای آینده پیش‌بینی کند.
برای نوجوانی نمی‌توان سن و زمان دقیقی معین نمود، زیرا این دوره بستگی به شرایط جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی جوامع و خصوصیات مختلف شخصیتی افراد دارد؛ مثلاً، شهری یا روستایی بودن خود یک عامل تعیین‌کننده آغاز و پایان نوجوانی است. بنابراین سن نوجوانی در همه‌جا یکسان نیست. بعضی آغاز نوجوانی را از 11 سالگی می‌دانند و عده‌ای از 13 سالگی، در مورد پایان نوجوانی نیز عده‌ای 18 سالگی



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید