بررسي تأثير پلي مورفيسم کدون 164 ژن گيرنده بتا-2 آدرنرژيک (ADRβ2) در بيماران مبتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک
خلاصه فارسي
يكي از اختلالات شايع غدد اندوكرين در زنان، سندرم تخمدان پلي كيستيك (PCOS) مي باشد. فرم كلاسيك اين سندرم به صورت آمنوره (فقدان قاعدگي) و يا قاعدگي كاملاً نامنظم، نازايي، هيرسوتيسم (پر مويي)، چاقي و بزرگي دوطرفه تخمدان پر از كيست است. اين سندرم يك بيماري ژنتيكي است كه در حدود 5 تا 10 درصد از زنان در سنين باروري را گرفتار مي كند.
هدف از اين مطالعه، بررسي تأثير پلي مورفيسم کدون 164 ژن گيرنده بتا-2 آدرنرژيک (ADRβ2) در بيماران مبتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک مي باشد. کدون مذکور به صورت نرمال ACC است، در صورت وجود پلي مورفيسم اين کدون مبدل به ATC مي گردد. در نتيجه، اين تحقيق بنيادي براي دادن تئوري جديد در اتيولوژي بيماري و دستيابي به درمان قطعي ضروري مي باشد.
در اين مطالعه بنيادي، دو گروه شاهد و بيمار 27 نفره از زنان 18 تا 36 ساله مراجعه كننده به درمانگاه نازايي ولي عصر(عج)، بيمارستان امام خميني انتخاب، و به صورت پي در پي وارد مطالعه شدند. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS (نسخه 19) انجام شد. درنتايج به دست آمده، 2 نفر از 13نفر گروه شاهد، و 1 مورد از 14نفر گروه بيمار دچار پلي مورفيسم در کدون 164 گرديده اند و 05/0 P> حاکي از اين است که، در بيماران مبتلا به PCOS رابطه ي معني داري بين کدون 164 گيرنده بتا-2 آدرنرژيک و سندرم تخمدان پلي کيستيک مشاهده نگرديد.
واژه هاي كليدي: سندرم تخمدان پلي كيستيك،PCOS ، پلي مورفيسم، کدون 164، گيرنده بتا-2 آدرنرژيک
مقدمه
کلمه نشانگان يا سندرم (Syndrome) به معناي اختلال يا بيماري است که مي تواند مجموعه مختلفي از علائم و نشانه هاي فيزيکي را ايجاد نمايد. تخمدان پلي کيستيک، نيز نشان از وجود کيست هاي متعدد و کوچکي که در سراسر تخمدان به صورت پراکنده وجود دارند، مي باشد. در سندرم تخمدان پلي کيستيک، زنان ممکن است از انواع علائم رنج ببرند و همچنين علائم فيزيکي مختلفي داشته باشند که همگي از دلايل مختلفي ناشي شود ]32[.
سندرم تخمدان پلي کيستيک(PCOS) يک اختلال تأثير گذار بر سلامت زنان مي باشد که مي تواند تأثيرات خود را روي چرخه قاعدگي، توانايي بچه دار شدن، هورمون هاي بدن، قلب، عروق خوني و ظاهر فرد بگذارد. زناني که دچار اين اختلال مي شوند به طور معمول داراي: سطح بالايي از هورمون آندروژن (گاهي اوقات هورمون مردانه ناميده مي شود)، قاعدگي هاي از دست رفته يا بي نظم، کيست هاي کوچک زياد (کيسه هاي پر از مايع) در تخمدان هايشان مي باشند ]25[.
شيوع سندرم تخمدان پلي کيستيک در زنان، در سن باروري از هر 10 نفر، 1 نفر مي باشد و در برخي مناطق از کره زمين از هر 20 نفر، 1 نفر دچار اين اختلال هستند. يعني تقريبا 5 تا 10 درصد جمعيت زنان در دنيا دچار سندرم تخمدان پلي کيستيک هستند. البته شيوع گزارش شده، در هر جمعيت و نژادي متفاوت مي باشد ]44 و 25[.
امروزه تشخيص کلينيکي PCOS تا حد زيادي بر مبناي ضوابط رتردام (Rotterdam) مي باشد، يعني وجود دو مورد از سه مورد علائم: سيکل قاعدگي نامنظم يا عدم تخمک گذاري، آندروژن بالا، و يافته سونوگرافي مبني بر وجود کيست، جزء ملاك تشخيص PCOS ارائه شده است. اما به هر حال تظاهرات باليني سندرم تخمدان پلي کيستيک، بسته به مرحله زندگي فرد، ژنوتيپ، قوميت و عوامل زيست محيطي، از جمله شيوه زندگي و وزن بدن متفاوت مي باشد ]46[.
در بررسي هاي تشخيصي PCOS بايد ساير موارد بررسي گردد مانند: تست عملکرد تيروئيد و سطوح هورمون پرولاکتين و هورمون تحريک کننده فوليکول (FSH)، همچنين سطوح آندروژن بايد اندازه گيري شود. با اين حال، روش بهينه بسيار بحث برانگيز باقي مي ماند و آن سونوگرافي است که اغلب در مواردي که عدم تخمک گذاري و سطح بالاي آندروژن واضح و قابل تشخيص نيست، مورد نياز و قابل اطمينان مي باشد ]46[.
سندرم تخمدان پلي کيستيک، احتمالا يک بيماري محيطي و مالتي ژنتيک است، اما علت دقيق آن همچنان ناشناخته است. اکثر کارشناسان معتقدند که چندين عامل مختلف مي تواند سبب ايجاد سندرم تخمدان پلي کيستيک شود، از جمله اين عوامل ژنتيک فرد مي باشد زيرا زناني که دچار اين سندرم هستند، به احتمال زياد داراي مادر يا خواهري با PCOS مي باشند. شناخت ژن هاي ايجاد کننده اين بيماري مي تواند در جهت درمان و پيشگيري بروز آن نقش مهمي ايفا کند ]25[.
پلي مورفيسم (چندشکلي) يکي از مباحثي است که امروزه جاي بسيار مشخصي را در تحقيقات ژنتيک مولکولي به خود اختصاص داده است. اين مطالعات پيگيري قومي و نژادي تا بررسي عوامل مستعد براي ابتلا به بيماري را در بر مي گيرد. پلي مورفيسم ژنتيکي مسئول تنوع و تفاوت هاي فردي بوده و به عنوان يک فاکتور اصلي و مهم در رابطه با ايجاد بيماري هاي پيچيده و سرطان در نظر گرفته مي شود ]4 [.
يکي از عوامل ژنتيکي که در اين مطالعه مورد بررسي قرار گرفته است ژن گيرنده بتا-2 آدرنرژيک (ADRβ2) است. اين ژن پروتئيني را رمز مي نمايد که يک گيرنده ليپوليتيکي بزرگ در سلول هاي چربي انسان مي باشد. فرايند چاقي نيز در ابتدا ناشي از نقص در تحريک کننده هاي گيرنده بتا-2 مي باشد. به همين دليلي در برخي از افراد PCOSعامل چاقي مشاهده مي شود. از ديگر عوارض اين پلي مورفيسم، آسم، مقاومت به انسولين يا ديابت نوع دو و افزايش ريسک نازايي مي باشد ]17و54[.
چندين پلي مورفيسم در منطقه رمزگذار ژن گيرنده مذکور مشاهده گرديده است که شامل کدون هاي 16، 27 و 164 (Arg16Gly, Gln27Gln, Thr164Ile) مي باشند. پلي مورفيسم در منطقه رمزگذاري، يک اختلال در عملکرد ADRβ2 را در سلول هاي نوترکيب نشان داده است. پلي مورفيسم کدون هاي 16 و 27 شايع تر، و پلي مورفيسم کدون 164 نادر مي باشند ]17[.
در اين پژوهش سعي بر يافتن ارتباطي بين کدون 164 ژن ADRβ2 و سندرم تخمدان پلي کيستيک شده است. کدون 164 ،در چهارمين دومن گذرنده از غشاء (Transmembrane) گيرنده بتا-2 آدرنرژيک قرار دارد. کدون 164 در ژن مذکور شامل توالي ACC مي باشد که اسيدآمينه ترئونين (Thr) را رمز مي کند. ولي در حالت پلي مورفيسم، نوکلئوتيد دوم، يعني سيتوزين (C) مبدل به تيمين (T) مي گردد و به جاي توليد ترئونين، اسيدآمينه ديگري به نام ايزولوسين (Ile) ساخته مي شود ]19[.
پلي مورفيسم اين کدون باعث کاهش اتصال G-پروتئين تحريکي به گيرنده مي شود، که در نتيجه فعاليت گيرنده کاهش مي يابد. به عبارتي تغيير در کدون 164، موجب کاهش عملکرد يا فقدان عملکرد (loss of the function) گيرنده ي بتا-2 آدرنرژيک مي گردد ]38[.
با فرض وجود پلي مورفيسم در گيرنده بتا-2 آدرنرژيک، تخمدان فرد مملو از کيست يا کيسه هاي کوچکي که حاوي مايع است مي شود و تخمدان ها ظاهري چند کيستي به خود مي گيرند، که هيچ کدام از کيست ها قادر به توليد تخمک سالمي نبوده و در نتيجه فرد را مستعد ابتلا به نازايي مي نمايند ]25[.
از آنجايي که هيچ درماني براي سندرم تخمدان پلي کيستيک وجود ندارد، بايد آن را مديريت کرد تا از بروز مشکلات بيشتر جلوگيري به عمل آيد. اهداف درماني بر مبناي علائم مشاهده شده و عوامل ديگري همچون: تمايل به بارداري و يا جلوگيري از ابتلا به حمله هاي قلبي و ديابت تعيين مي شوند. بسياري از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک به ترکيبي از درمان هاي متفاوت نياز دارند ]25[.
از آنجايي که اتيولوژي بيماري همچنان ناشناخته است و درمان قطعي براي آن وجود ندارد ، طبيعتاً درمان جديدي را بر اساس نقص ژنتيکي فرد بيمار مي توان ارائه نمود که جايگزين دارو درماني فعلي شود. چرا که اکنون دارو درماني بدون توجه به آرايش ژنتيکي فرد بيمار تجويز مي شود. در نتيجه اين تحقيق بنيادي، براي دادن تئوري جديد در اتيولوژي بيماري و دستيابي به درمان قطعي ضروري مي باشد.
دستيابي به درمان جديد بيماري تخمدان پلي کيستيک سبب بهره وري گروه درماني از جمله: متخصصين زنان و نازايي، غدد و متابوليسم، گروه پرستاري و داروسازان مشغول در اين زمينه، و هم چنين خود بيماران و خانواده هاي آنان مي باشد.
فصل اول
کليات
1-1- آناتومي دستگاه توليد مثل زن
اعضاء اصلي دستگاه تناسلي زن شامل: يک جفت تخمدان، يک جفت لوله رحمي، رحم و واژن مي باشد، که همگي در حفره لگن و پرينه قرار دارند. اما رحم در وضعيت بارداري به سمت بالا و حفره شکم گسترش مي يابد. شکل1-1، نمايي از سطح قدامي اين اعضاء و محل قرارگيري آن ها نسبت به يکديگر را نشان مي دهد. لوله هاي فالوپ يا لوله هاي رحمي و تخمدان ها، مجموعاً، ضمايم رحم (آدنکس ها) ناميده مي شوند ]24[.
شکل 1-1- اعضاء اصلي دستگاه توليد مثل زن
1-1-1- رحم (Uterus)
رحم عضوي توخالي و گلابي شکل با ديواره هايي ضخيم و عضلاني است. که در طي بارداري محل رشد و نمو جنين مي باشد، که درون حفره لگن حقيقي و ميان مثانه از جلو و راست روده (Rectum) در عقب قرار گرفته است. در حالت طبيعي رحم به سمت جلو افتادگي داشته و با محور طولي واژن، زاويه اي 90 درجه به نام “آنتي ورژن” مي سازد (شکل 1-2)] 5[.
رحم در زناني که زايمان نکرده اند در حدود 5/7 تا 8 سانتي متر طول، 5 سانتي متر عرض، 5/2 تا 3 سانتي متر ضخامت داشته و 50گرم وزن دارد، و شامل تنه و گردن رحم مي باشد. تنه رحم در بالا و گردن رحم يا سرويکس (Cervix) در پايين است ]5[. لايه عضلاني رحم (ميومتر) متشکل از الياف در هم بافته ي عضلات صاف است ]9[.
شکل1-2- نماي نيمرخ از دستگاه توليد مثل زن
تنه رحم، دو سوم کل طول رحم را شامل شده و حدود 5 سانتي متر طول دارد. بخشي از رحم را که بالاتر از محل ورودي لوله هاي رحمي است، “فوندوس” (Fundus) مي نامند. رحم داراي يک سطح قدامي، يک سطح خلفي و دو کناره طرفي مي باشد. سطح قدامي رحم مسطح است و با سطح فوقاني مثانه مجاور است. سطح خلفي رحم، محدب است و با کولون سيگموئيد مجاور مي باشد. کناره هاي طرفي رحم محل اتصال ليگامان هاي پهن رحمي هستند ]5[. اندازه تنه رحم بسته به وضعيت هورموني و زايماني متغير است. البته زماني که بدن زن در وضعيت بارداري قرار دارد، تنه رحم از قسمت فوقاني به سمت فضاي شکم افزايش حجم مي يابد ]24[.
گردن رحم (Cervix)، يک سوم تحتاني کل رحم را شامل شده و حدود 5/2 سانتي متر طول دارد. قسمت تحتاني گردن رحم يا دهانه رحم وارد جدار قدامي واژن مي شود ]5[. گردن رحم داراي دو مدخل داخلي و خارجي است (شکل1-1).
1-1-2- لوله هاي رحمي (Uterine Tube)
لوله هاي رحم ساختمان هايي توخالي هستند که از هر دو طرف قسمت فوقاني تنه رحم به طرفين ديواره لگن گسترش يافته اند. انتهاي هر لوله به حالت شيپوري و باز (Open) مي باشد، که حاوي مژک هايي در انتهايش است ]24[.. طول لوله هاي رحم 7 تا 12 سانتي متر است و در برخي کتاب ها 12 تا 14 سانتي متر ]5[، نيز ذکر شده است.
اعمال اين لوله ها: برداشتن تخمک و انتقال آن از تخمدان به رحم، فراهم کردن محيط فيزيکي براي لقاح، عبور اسپرم از رحم به محل لقاح، انتقال و تغذيه تخمک لقاح يافته مي باشد ]9[. لوله رحم از خارج به داخل شامل 4 قسمت زير مي باشد که در شکل 1-3 مشاهده مي شود:
1- شيپور لوله (Infundibulum) : قسمت انتهايي و متسع لوله رحم است که مجراي لوله رحم را به حفره صفاقي شکم مرتبط مي نمايد. اين قسمت از تعدادي شرابه يا زوايد مژک مانند به نام فيمبريا (Fimbria) تشکيل شده است ]24[. تعداد شرابه ها حدود 12 عدد و طول آن ها 5/1 سانتي متر مي باشد. يکي از اين شرابه ها بلندتر است و به انتهاي فوقاني تخمدان متصل مي گردد که به آن فيمبرياي تخمداني (Ovarian Fimbria) گفته مي شود ]5[.
2- آمپول (Ampulla) : در قسمت داخلي شيپور لوله قراردارد. طول آن 6 تا 7 سانتي متر و قطر دروني آن حدود 4 ميلي متر مي باشد. آمپول در قسمت قطب فوقاني تخمدان قوس مي زند ]5[. باروري و لقاح در ناحيه آمپول لوله هاي رحمي رخ مي دهد ]24[.
3- تنگه (Isthmus) : در امتداد آمپول لوله رحم قرار دارد. طول آن 3 تا 4 سانتي متر و قطرش در حدود 2 ميلي متر است ]5[.
4- قسمت درون رحمي يا داخل جداري: طول اين قسمت 1 سانتي متر و قطرش 5/0 تا 1 ميلي متر مي باشد و درون ديواره رحم قرار دارد و به زوايد فوقاني حفره رحم باز مي شود ]5[.
شکل 1-3- نواحي مختلف لوله رحمي
1-1-3- تخمدان (Ovary)
تخمدان ها يک جفت ساختمان گنادي و غده اصلي توليد مثل در زنان مي باشند که مسئول توليد سلول جنسي زن (تخمک) و ترشح هورمون هاي جنسي زنانه (استروژن و پروژسترون) است. هر زن دو عد تخمدان (چپ و راست) دارد ]5[. تخمدان ها در بين ديواره هاي جانبي لگن و رحم به صورت آويزان قرار دارند. اندازه طبيعي تخمدان ها متغير و حداکثر 3*3*5 سانتي متر است. تغييرات ابعاد تخمدان ها ناشي از توليد هورمون هاي درونزا هستند که بسته به سن و نيز با سيکل قاعدگي تغيير مي يابد ]9[.
تخمدان ها مرکز اووژنز يا تخمک گذاري هستند. تخمک هاي بالغ از تخمدان ها به بيرون در فضاي شکمي رها شده و توسط مژک هاي لوله هاي فالوپ، به داخل لوله هاي رحمي کشيده مي شوند ]24[. تخمدان ها از سطح به عمق شامل اين قسمت ها مي باشند.
1- لايه اپتليوم زايا (Germline): شامل سلول هاي مکعبي است که در واقع بخشي از صفاق مي باشد.
2- لايه تونيکا يا پرده سفيد : اين لايه، لايه اي نازک از بافت همبند مي باشد.
3- قشر تخمدان يا بخش محيطي تخمدان: که محتواي فوليکول هاي تخمداني است.
4- بخش مرکزي: شامل بافت همبند، حاوي عروق و اعصاب تخمداني است که از طريق ناف تخمدان وارد آن مي شود ]5[.
1-2- فيزيولوژي دستگاه توليد مثل زن
فرايند توليد مثل با تشکيل تخمک ها در تخمدان ها آغاز مي شود. در وسط هر چرخه ماهيانه، يک تخمک از يک فوليکول تخمداني به حفره شکم در مجاورت انتهاي باز شرابه هاي دو لوله رحمي رها مي شود. سپس اين تخمک از طريق يکي از لوله هاي رحمي به قسمت آمپول آن مي رسد و در صورت وجود اسپرم لقاح و باروري صورت مي گيرد. در طول مدت سال هاي باروري يک زن (حدود 13 تا 46 سالگي)، 400 تا 500 فوليکول بدوي به حد کافي رشد و هر ماه يک تخمک را آزاد مي کنند. بقيه فوليکول هاي بدوي از بين مي روند يا دچار آترزي (Atresia) مي شوند ]13[.
1-2-1- هورمون هاي زنانه
هورمون هاي زنانه به صورت 3 گروه زير طبقه بندي مي شوند:
1- هورمون آزادکننده ي هيپوتالاموسي (GnRH)
2- هورمون هاي جنسي هيپوفيز قدامي FSH و LHکه در پاسخ به GnRH آزاد مي شوند.
3- هورمون هاي تخمداني استروژن و پروژسترون که در پاسخ به هورمون هاي جنسي هيپوفيز قدامي از تخمدان ها ترشح مي شوند.
اين هورمون ها در طول چرخه جنسي ماهيانه به ميزان ثابت ترشح نمي شوند. ميزان ترشح آنها در هربخش از چرخه بسيار متفاوت است ]13[.
1-2-2- دوره تخمداني ماهيانه
مشخصه سال هاي باروري يک زن، تغييرات ريتميک ماهيانه در ميزان ترشح هورمون هاي زنانه و تغييرات فيزيکي متناسب با آن در تخمدان ها و ديگر اعضاء جنسي است. اين الگوي ريتميک را دوره جنسي ماهيانه يا چرخه قاعدگي مي نامند. مدت اين دوره به طور متوسط 28 روز است. مدت اين چرخه در برخي زنان ممکن است بسيار کوتاه (20 روزه) و يا بسيار طولاني (45 روزه) باشد، هرچند مدت دوره غير طبيعي با افزايش احتمال ناباروري همراه است] 13[.
دو پيامد مشخص دوره جنسي ماهيانه عبارتند از: نخست؛ در شرايط طبيعي تنها يک تخمک هرماه از مجموع دو تخمدان آزاد مي شود، که در نتيجه احتمال رشد براي يک جنين وجود دارد. دوم؛ آندومتر رحم هرماه در زمان مناسب براي کاشت تخمک بارور آماده است.
تغييرات تخمداني که در جريان چرخه جنسي رخ مي دهند، به طور کامل به گنادوتروپين ها (LH,FSH) بستگي دارند که از هيپوفيز قدامي ترشح مي شوند. اگر گنادوتروپين ها وجود نداشته باشند، تخمدان ها غيرفعال مي مانند و اين همان اتفاقي است که در دوران کودکي به دليل فقدان گنادوتروپين هاي هيپوفيزي روي مي دهد. در سن 9 تا 12 سالگي، هيپوفيز ترشح LH و FSH را به تدريج افزايش مي دهد که به آغاز چرخه هاي جنسي ماهيانه در 11تا 15 سالگي مي انجامد. اين دوره تغييرات را “بلوغ” و زمان نخستين چرخه قاعدگي را منارک (Menarche) مي نامند ]13[.
1-2-3- مرحله فوليکولي دوره تخمداني
در زمان تولد در نوزاد دختر، هر يک از تخمک ها توسط يک لايه اي واحد از سلول هايي به نام “گرانولوزوا” احاطه شده است و تخمک همراه با غلاف سلول هاي گرانولوزاي آن فوليکول ابتدايي ناميده مي شود. محققان معتقدند که سلول هاي گرانولوزوا در سراسر دوران کودکي تأمين کننده تغذيه براي تخمک بوده و نيز يک فاکتور مهارکننده بلوغ تخمک ترشح مي کند که تخمک را در مرحله ابتدايي آن در سراسر اين دوره در مرحله پروفاز تقسيم ميوزي دوم به حال تعليق نگاه مي دارد. سپس بعد از بلوغ که هورمون هاي محرک فوليکولي (FSH) و لوتئيني (LH) شروع به ترشح از غده هيپوفيز قدامي به مقدار قابل ملاحظه مي کنند، تخمدان ها همراه با بعضي فوليکول هاي درون شان شروع به رشد مي کنند ]13[.
مرحله اول رشد فوليکولي، بزرگ شدن خود تخمک است که قطر آن به دو تا سه برابر افزايش مي يابد. به دنبال آن، رشد لايه هاي اضافي سلول هاي گرانولوزوا در بعضي از فوليکول ها به وجود مي آيد و اين فوليکول ها موسوم به فوليکول هاي اوليه مي شوند. سپس در اثر تحريک هورمون هاي جنسي، فوليکول اوليه رشد بيشتري مي يابد. که عمدتاً توسط FSH تحريک مي شود. به تدريج که فوليکول رشد مي کند، تخمک در داخل توده اي از سلول هاي گرانولوزوا واقع در يک قطب فوليکول باقي مي ماند. روند رشد فوليکولي و تخمک گذاري در شکل 1-4 به تفصيل نشان داده شده است.
قبل از پيدايش تخمک گذاري رشد يکي از فوليکول ها از بقيه پيشي مي گيرد، و 5 تا 11 فوليکول در حال رشد باقي مانده شروع به تحليل (Atresia) مي روند. اين روند آترزي اهميت دارد، زيرا به طور طبيعي اجازه رشد و تخمک گذاري تنها يک فوليکول را فراهم مي نمايد و مانع از بيش از يک آبستني در رحم مي گردد. فوليکول رشد کرده، در زمان تخمک گذاري به قطر 1 تا 5/1 سانتي متر مي رسد و “فوليکول بالغ” ناميده مي شود ]13[.
شکل1-4- مراحل طبيعي چرخه تخمک گذاري
1-2-4- تخمک گذاري (Ovulation)
تخمک گذاري در يک زن که چرخه جنسي 28 روزه دارد، 14 روز بعد از آغاز قاعدگي رخ مي دهد (شکل 1-4). مدت کوتاهي قبل از آغاز تخمک گذاري، ديواره خارجي فوليکول به سرعت متورم مي شود و ناحيه کوچکي در مرکز کپسول فوليکول موسوم به استيگما بيرون مي زند. پس از گذشت 30 دقيقه، مايع داخل فوليکول از طريق استيگما نشت مي کند و در حدود 2 دقيقه بعد، استيگما پاره مي شود تا مايع چسبنده تري که در بخش مرکزي فوليکول تجمع يافته بود، به خارج بريزد. اين مايع چسبنده تخمک را با خود حمل مي کند ]13[.
اوج ترشح LH ، براي تخمک گذاري و رشد نهايي فوليکول ضروري است. در حدود 2 روز قبل از تخمک گذاري ميزان ترشح LH از هيپوفيز قدامي به شدت افزايش مي يابد (6 تا 10 برابر مي شود) و 16 ساعت قبل از تخمک گذاري به اوج خود مي رسد. همزمان FSH به حدود 2 تا 3 برابر افزايش مي يابد. عملکرد هم افزاي LH و FSH به تورم سريع فوليکول در واپسين روزهاي قبل از تخمک گذاري مي انجامد. از طرفي LH به شکلي اختصاصي بر سلول هاي گرانولوزا و کپسول فوليکول اثر مي گذارد، تا آن ها عمدتاً پروژسترون ترشح کنند. بنابراين ميزان ترشح استروژن در حدود يک ساعت قبل از تخمک گذاري به تدريج کاهش مي يابد، در حالي که پروژسترون به شکل فزاينده اي ترشح مي شود ]13[.
در نهايت، ترکيبي از تورم فوليکول و تحليل همزمان استيگما، فوليکول را پاره و تخمک آزاد مي کند. چند ساعت بعد از آزاد سازي تخمک از فوليکول، سلول هاي گرانولوزا و کپسول فوليکول به سرعت به سلول هاي لوتئيني تبديل مي شوند. قطر آن ها دو برابر مي شود و ذرات چربي که داخل اين سلول ها را پر مي کند، رنگ متمايل به زرد به آن ها مي بخشد. اين فرايند را “تشکيل جسم زرد” و مجموع سلول هاي کنار هم را “جسم زرد” مي نامند. در شکل 1-5 چرخه هورموني تخمک گذاري به صورت شماتيک نشان داده شده است ]13[.
شکل 1-5- چرخه هورموني تخمک گذاري
در زنان سالم قطر جسم زرد تا 5/1 سانتي متر افزايش مي يابد که اين در روز هفتم يا هشتم بعد از تخمک گذاري است. سپس جسم زرد پسرفت مي کند و در نهايت، وظايف ترشحي و زرد رنگ خود را در روز دوازدهم بعد از تخمک گذاري از دست مي دهد تا به جسم سفيد تبديل شود، طي چند هفته بعد، بافت همبند جاي آن را مي گيرد که پس از چند ماه جذب مي شود ]13[.
1-3- سيستم هاي ارتباطي بدن
فعاليت هاي متعدد سلول ها، بافت ها و اندام هاي بدن توسط واکنش هاي متقابل چندين نوع سيستم ارتباطي همگام مي شود، که شامل:
1- سيستم عصبي: که در آن مواد شيميايي در پايانه هاي سيناپسي آزاد مي شوند و به طور موضعي براي کنترل اعمال سلولي عمل مي کنند.
2- سيستم درون ريز (Endocrine System) : که در آن غدد، مواد شيميايي (هورمون ها) را به داخل گردش خون آزاد مي کنند که عمل سلول ها را در محل ديگري در بدن تحت تأثير قرار مي دهند.
3- نورو آندوکرين: که در آن نورون ها مواد يا هورمون هاي عصبي ترشح مي کنند که به گردش خون رسيده و عمل سلول ها را در محل ديگري در بدن تحت تأثير قرار مي دهند.
4- پاراکرين: سلول ها موادي را ترشح مي کنند که به داخل مايع ميان بافتي انتشار يافته و روي سلول هاي مجاور اثر مي کنند.
5- اتوکرين: در آن سلول موادي را ترشح مي کند که با چسبيدن به رسپتورهاي سطحي همان سلول، عملکردش را تحت تأثير قرار مي دهد ]13[.
1-3-1- سيستم اندوکرين (غدد درون ريز)
اين دستگاه شامل غدد يا بافت هايي است که ترشحات تحريک کننده غدد يا بافت هاي ديگر را به درون خون تراوش مي کنند. سيستم اندوکرين مواد خاصي به نام هورمون(Hormone) ترشح مي کند. هورمون يک کلمه يوناني است و معني آن (من بر مي انگيزم) است. دستگاه درون ريز، نقش اساسي در کارکرد طبيعي دستگاه هاي ديگر و تنظيم فعاليت آن ها دارد. هر گونه کم کاري يا پرکاري هريک از اجزاي اين سيستم موجب اختلال يا بيماري اعضاء ديگر مي شود] 13[. در شکل 1-6، تعدادي از غدد سيستم درون ريز و مکان قرارگيري آن ها در بدن انسان نمايش داده شده است.
هدف هورمون ممکن است سلول، بافت، اندام و يا کل موجود زنده باشد. هورمون ها داراي گيرنده هاي اختصاصي (Receptor) در سلول هاي هدف هستند. مزيت گيرنده ها در اين است که، به غلظت هاي بسيار اندک هورمون پاسخ مي دهند. هورمون ها در کارکرد هاي مختلف بدن از قبيل توليد مثل، تکثير، رشد، متابوليسم، تنفس و به طور کلي در حفظ ثبات بدن نقش دارند] 13[.
شکل 1-6- تعدادي از غدد سيستم درون ريز
دستگاه اندوکرين (درون ريز) از چندين غده پراکنده در سر تا سر بدن تشکيل شده است. اين غدد از يک نوع سلول يا ترکيبي از سلول ها بوجود آمده اند. غده هايي مثل هيپوفيز ، فوق کليه و تيروئيد اعضايي هستند که تنها کارکرد آن ها توليد هورمون هاي اختصاصي است. ساير اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بيضه ها، قلب و کليه ها نيز حاوي سلول هاي توليد کننده هورمون هستند ]13[.
1-3-2- غده هيپوفيز (Hypophysis) و هيپوتالاموس (Hypothalamus)
غده هيپوفيز به عنوان “غده رئيس” شناخته مي شود، زيرا هورمون هايي را توليد مي کند که بافت درون ريز مستقر در ساير غده ها و اعضاء را تحريک و کنترل مي نمايد. همچنين موجب ترشح هورمون هايي مي شود که رشد بدن، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زايمان کنترل مي کند. هيپوفيز غده کوچکي است در زير مغز و درون حفره استخوان شب پره (Sphenoeid) که 5/0 تا 5/1 گرم وزن دارد ]13[. اين غده شامل دو قسمت است : بخش قدامي و بخش خلفي .
بخش قدامي (جلويي): اين بخش ساختمان غده اي دارد و آدنو هيپوفيز (Adeno hypophisis) ناميده مي‌شود که مهم ترين و بزرگ ترين قسمت هيپوفيز است. اين بخش قدامي در انسان 70 درصد وزن غده را تشکيل مي‌دهد و محل سنتز و ترشح چندين هورمون است، که بيشتر عمل تحريک و تنظيم ترشحات ساير غدد درون ريز را به عهده دارند و به همين جهت آن ها را هورمون هاي محرک (Stimulating Hormone) مي‌نامند. هورمون “پرولاکتين يا لاکتوژن” و “هورمون رشد يا (سوماتوتروپين)” ، از مهم ترين هورمون هاي بخش قدامي هيپوفيز هستند ]13[.
بخش خلفي (پسين): بخش خلفي به هيپوتالاموس مربوط است و نوروهيپوفيز (Neuro Hypophisis) ناميده مي‌شود. اين بخش، ساختمان غده‌اي ندارد، بلکه بخشي از دستگاه عصبي است و از اجتماع يک‌ سري آکسون تشکيل شده است. اجسام سلولي اين آکسون‌ها در هيپوتالاموس مغز قرار دارند .دو هورمون هيپوفيز پسين عبارتند از:
1- “هورمون آنتي ديورتيک” (به معناي ضد ادرار يا کم‌کننده ادرار)، موجب افزايش بازجذب آب توسط نفرون هاي کليه مي‌شود.
2- “هورمون اکسي توسين” (به معناي تسهيل کننده زايمان) که به وسيله تحريک انقباض ماهيچه‌هاي رحم باعث تسهيل زايمان و خروج نوزاد شده و موجب تحريک ترشح شير از غده‌هاي شيري مي گردد.
اين هورمون ها در جسم سلولي نورون‌هاي هيپوتالاموس ساخته مي‌شوند و سپس از راه آکسون‌ها به هيپوفيز پسين مي‌آيند و از آنجا به خون مي‌ريزند. پس در عمل، هيپوفيز پسين وظيفه‌اش ذخيره‌سازي و ترشح اين هورمون‌ها است و ساختن آنها در نورون‌هاي (سلول هاي عصبي) هيپوتالاموس صورت مي‌گيرد ]13[.
1-3-3- هورمون‌هاي 7 گانه هيپوفيز
1- هورمون رشد: هورمون رشد باعث افزايش متابوليسم سلول‌هاي بدن و رشد طولي و قطري استخوان‌ها و باعث افزايش قد مي‌شود. در ضمن هورمون رشد موجب سوخت و ساز 4 گانه يا سوخت و ساز (پروتئين‌ها، کربوهيدرات ها (قندها) ، چربي ها، مواد معدني) در بدن مي شود .
2- هورمون محرک تيروئيد (TSH) : موجب فعاليت غده تيروئيد مي‌شود.
3- هورمون پرولاکتين: اين هورمون سبب رشد پستان‌ها طي بارداري و ترشح شير پس از زايمان مي‌شود. اين هورمون روي سلول‌هاي غدد شيري اثر مي‌گذارد و سبب ساخته شدن شير و ترشح آن به درون کيسه‌هاي شيري مي‌شود. با تولد نوزاد، بلافاصله ترشح لاکتوژن در خون افزايش مي‌يابد و شيرسازي آغاز مي‌شود. خروج شير از پستان مادر يکي دو روز بعد از تولد بچه شروع مي‌شود و اين تأخير در اثر افزايش تدريجي لاکتوژن در خون و زمان لازم براي تأثير آن بر سلول‌هاي شيرساز پستان است. ترشح لاکتوژن تا زماني که طفل از پستان مادر شير بخورد ادامه خواهد داشت.
4- هورمون کورتيکوتروپين: اين هورمون باعث افزايش ترشح هورمون‌هاي مترشحه از قشر غدد فوق کليوي مي‌شود.
5- هورمون محرک جنسي: FSH و LHکه هر دو هورمون‌هاي محرک جنسي محسوب مي‌شوند.
6- هورمون‌ اکسي‌توسين: باعث انقباض عضلات رحم و مجاري شيري پستان‌ها مي‌شود.
7- هورمون آنتي ديورتيک : موجب جذب آب و املاح از لوله‌هاي جمع‌کننده ادرار در کليه‌ها مي‌شود ]13[.
1-4- کيست تخمدان (Ovarian Cyst)
واژه کيست به ساختماني پر از مايع اطلاق مي‌شود. به عبارتي کيسه هاي کوچک پر از مايعي است که در يکي از تخمدان ها يا هر دوي آن ها ممکن است رشد نمايد. بنابراين تمام کيست‌هاي تخمدان حداقل حاوي مقداري مايع هستند. اين کيست ها اکثراً خوش خيم و گاهاً مشکل آفرين شده و ممکن است پاره شده يا خونريزي نمايند و دردناک شوند که در اين صورت بايد توسط جراح برداشته شوند. شيوع کيست تخمدان بيشتر در سنين 30 تا 45 سالگي است. اما نوع سرطاني آن عمدتاً در سنين بالاي 40 سال بروز مي کند. اکثر کيست هاي تخمداني، سرطاني نبوده و در مدت کوتاهي و گاهاً بدون درمان نيز از بين مي روند. لذا کيست هاي تخمداني به نسبت منشأيي که از آن ايجاد مي شوند به صورت زير تقسيم بندي مي گردد:] 14[.
1- کيست هاي با منشأ فوليکولي : اين نوع کيست در زماني که تخمک گذاري انجام نمي شود و يا وقتي که فوليکول بالغ در خود کلاپس شده، تشکيل مي گردد و مي تواند رشدي با قطر 3/2 اينچ داشته باشد. پاره شدن چنين کيستي مي تواند در تخمدان درد بسيار شديدي را در همان طرف به وجود آورد. اين کيست ها بدون علامت تشکيل شده و ممکن است در عرض چند ماه ناپديد شود.
2- کيست جسم زرد يا کورپوس لوتئوم (Corpus Luteum) : اين نوع کيست تخمداني معمولاً بعد از رها شدن تخمک از فوليکول رخ مي دهد. اگر بارداري رخ ندهد، جسم زرد شکسته شده و ناپديد مي گردد. حال اگر خون يا مايع درون جسم زرد تجمع يابد مي تواند باعث دردهاي موضعي، بي نظمي يا قطع قاعدگي يا علائمي مشابه بارداري خارج رحمي شود. به دنبال جذب خون، يک کيست جسم زرد حاصل مي شود که حتي در مواردي قطرش از 11 سانتي متر نيز تجاوز مي کند. در اکثر موارد اين کيست ها در يک طرف بدون علائم باليني ممکن است يافت شوند.
3- کيست هاي تکا لوتئيني (Theca lutein cyst): در بين کيست هاي عملکردي تخمداني کمترين ميزان شيوع را دارند. اين کيست ها معمولا دو طرفه بوده و قطر آن ها ممکن است از 25 سانتي متر تجاوز نمايد. معمولاً مشکل بيمار درد و احساس سنگيني در لگن و يک توده قابل لمس در آدنکس است. اين کيست ها غالباً به همراه حاملگي (از جمله حاملگي هاي مولار)، در چندقلويي، کوريوکارسينوما، ديابت، حساسيت بهRh ، کلوميفن سيترات و آنالوگ GnRH ممکن است ديده شود. کيست هاي تکالوتئيني ممکن است چند حفره اي باشند و به طور خود به خودي پسرفت کنند.
4- کيست درموئيد (Dermoid cyst): اين يک کيست غيرعادي است که معمولا در خانم‌هاي جوان تر ايجاد شده و قطر آن تا 6 اينچ مي رسد که به آن “تراتوم” هم گفته مي‌شود. اين کيست شبيه بافت پوستي است و در آن چربي، استخوان، مو و غضروف هم ممکن است وجود داشته باشد.
5- کيست هموراژيک (Hemorrhagic cyst): کيست هموراژيک تخمدان بر اثر پارگي رگ ديواره کيست تخمدان و بروز خونريزي داخل کيست مي تواند ايجاد گردد. تظاهر آن با علائمي همچون درد شکمي در يکطرف بدن است.
6- کيست اندومتريوم (endometrioma cyst): اين گونه کيست ها در حالتي ايجاد مي‌شود که فرد مبتلا به اندومتريوز باشد (يعني بافت اندومتر رحم در جايي خارج از رحم رشد کند). وقتي بافت رحم در تخمدان رشد کند، چنين کيستي به‌وجود مي‌آيد. اين بيماري در سنين باروري خانم‌ها رخ داده و ممکن است باعث درد مزمن لگن و خونريزي شود.
7- کيست ساده: کيست هايي حاوي مايع سروزي، با جدار نازک و شفاف هستند که معمولا نرم مي باشند، و قطرشان به ندرت از 10 سانتي متر تجاوز مي کند. اين کيست ها معمولا در سنين يائسگي شيوع دارند که عمدتاً يکطرفه هستند، اما در تخمدان مقابل به احتمال زياد، تعدادي اجسام ژرمينال يافت خواهد شد. کيست‌هاي ساده از کيست‌هاي اجسام ژرمينال حاصل مي شوند. پس از کيستي شدن در اجسام ژرمينال، اپي‌تليوم پوششي دچار پس‌رفت مي شود و در صورتي که به جاي پس‌رفت، تکامل و تمايز صورت بگيرد، کيست‌هايي با لايه اپي‌تليوم شبيه اپي‌تليوم لوله تشکيل خواهد شد.
8- تخمدان پلي کيستيک (Polycystic ovary): تخمدان پلي کيستيک زماني‌ به وجود مي‌آيد که کيست‌هاي متعدد کوچک در يک تخمدان بزرگ ديده شود. اين حالت در خانم‌هاي طبيعي يا داراي اختلال هورموني ممکن است ديده شود. اولتراسوند (سونوگرافي) در اين زمينه تشخيصي مي تواند موثر باشد. نوعي از اين کيست را نشانگان يا سندرم تخمدان پلي کيستيک گويند. در اين نشانگان علائم ديگري هم همراه است مثلا خطرات قلبي- عروقي و مقاومت به انسولين وجود دارد که خطر ديابت و فشار خون بالا را زياد مي‌کند. علاوه بر اين باعث خونريزي غيرطبيعي ماهيانه و سقط و ناباروري مي‌شود. مهمترين مشکل موجود در اين بيماران، عدم تخمک گذاري است که ممکن است به ناباروري بيانجامد. علائم تخمدان پلي‌کيستيک هنگامي ظاهر مي‌شود که عدم تخمک‌گذاري براي مدتي طولاني تداوم يافته باشد ]14[.
1-5- سندرم تخمدان پلي کيستيک
سندرم تخمدان پلي کيستيک (PCOS) يک ناهنجاري هورموني رايج در ميان زناني است که در سنين باروري قرار دارند. نام اين سندرم با توجه به ظاهر اکثر تخمدان هاي مبتلا به اين عارضه انتخاب شده است، يعني وجود کيست هاي متعدد بر روي ديواره خارجي تخمدان ها. اين سندرم مي تواند بر جنبه هاي مختلف سلامت زنان تأثير گذار باشد، از قبيل : سيکل قاعدگي، توانايي باروري، هورمون ها، قلب، رگ هاي خوني و ظاهر فرد مبتلا ]25[.
شکل1-7- تفاوت تخمدان پلي کيستيک و تخمدان سالم
شايع ترين علت تخمک گذاري نامنظم و عدم تخمک گذاري، چه در جمعيت عمومي و چه در زنان مراجعه کننده با ناباروري، سندرم تخمدان پلي کيستيک است. عدم تخمک‌گذاري ممکن است به دلايل متفاوتي، نظير مشکلات در محور هيپوتالاموس‌- هيپوفيز، فيدبک غير طبيعي به معناي عدم تحريک FSH يا LH يا پاسخ به آن ها، شرايط موضعي، آناتوميک و فيزيولوژيک تخمدان ها و تجمع آندروژن‌ها در فوليکول تخمداني بوجود بيايد ]25[. شکل 1-7، تفاوت تخمدان سالم و پلي کيستيک را نشان مي دهد، که تخمدان پلي کيستيک حاوي کيسه هاي پر از مايع متعددي مي باشد.
PCOS، با رد ساير اختلالات و وضيعت هاي طبي مانند حاملگي، اختلالات هيپوتالاموس و هيپوفيز يا ساير علل هايپر آندروژنيسم (مانند تومورهاي ترشح کننده آندروژن يا نوع غير کلاسيک هايپر پلازي مادرزادي فوق کليه) و همچنين وجود دو معيار از معيارهاي زير، تشخيص داده مي شود:
1- تخمک گذاري نامنظم يا عدم تخمک گذاري (تظاهر يافته به صورت قاعدگي نامنظم يا عدم قاعدگي).
2- افزايش ميزان آندروژن ها در گردش خون، يا هايپر آندروژنيسم (تظاهرات باليني افزايش آندروژن).
3- تخمدان هاي پلي کيستيک تشخيص داده شده با سونوگرافي (وجود کيست هاي کوچک متعدد در تخمدان ها) ]8 و46[.
شکل 1-8- تصوير سونوگرافي تخمدان پلي کيستيک تخمدان نرمال
يکي از مشکلات زيربنايي موجود به همراه سندرم تخمدان پلي کيستيک، وجود عدم تعادل هورموني است. در زناني که به سندرم تخمدان پلي کيستيک مبتلا هستند،تخمدان ها بيش از حد طبيعي آندروژن توليد مي کنند. آندورژن ها هورمون هاي مردانه اي هستند که زنان نيز آنها را توليد مي کنند. بالا رفتن اين هورمون ها روي شکل گيري و آزادسازي تخمک در دوره تخمک گذاري تأثير مي گذارد ]25[.
محققين همچنين بر اين باورند که انسولين با سندرم تخمدان پلي کيستيک در ارتباط است. انسولين هورموني است که تبديل قند، نشاسته و ساير مواد غذايي را براي بدن به منظور مصرف يا ذخيره سازي کنترل مي نمايد. در بسياري از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک مقدار انسولين بسيار بالاست. به نظر مي رسد مقدار بالاي انسولين توليد آندوژن ها را افزايش مي دهد. ميزان بالاي آندوژن مي تواند به عوامل زير منجر شود: آکنه، رشد موهاي زائد، افزايش وزن، مشکل در تخمک گذاري]8 و 25[.
1-5-1- شيوع PCOS
بين يک دهم تا يک بيستم زناني که در سنين باروري قرار دارند، به بيماري سندرم تخمدان پلي کيستيک مبتلا مي باشند. يعني فقط در ايالات متحده آمريکا تقريباً 5 ميليون زن به اين سندرم مبتلا هستند. سندرم تخمدان پلي کيستيک حتي ممکن است در دختران يازده ساله نيز بروز يابد ]25[.
در اکثر مطالعات، شيوع PCOS در زنان در سن باروري به طور ميانگين 5 تا 10 درصد تخمين زده شده است. اما ميزان شيوع گزارش به طور طبيعي وابسته به نژاد و قومي که مطالعه روي آن ها انجام مي پذيرد، مي باشد. به طور مثال اين نرخ در فنلاند 4/3 % گزارش شده است در حالي که در کشور سوئد گزارش رسمي انتشار نيافته است ]44[. همچنين در ايالات متحده آمريکا 5 تا 8 % ]41[ و در استراليا 12 تا 21 % گزارش گرديده است ]46[.
1-5-2- عوامل بروز PCOS
اگرچه دانشمندان علت وقوع سندرم تخمدان پلي کيستيک را نمي‌دانند ولي عوامل زير مي توانند در اين ميان نقش داشته باشند:
1- عدم تعادل هورموني:
چرخه هاي نرمال باروري توسط تغييرات ايجاد شده در سطوح هورمون هاي توليد شده توسط غده هيپوفيز در مغز و تخمدان ها تنظيم مي گردد. غده هيپوفيز هورمون هاي محرک فوليکول و هورمون سازنده جسم زرد را ترشح مي کند که اين دو هورمون رشد و آزاد سازي تخمک در تخمدان ها را کنترل مي کنند. در طول چرخه يک ماهه، تخمک گذاري تقريباً دو هفته قبل از قاعدگي رخ مي دهد. تخمدان ها هورمون هاي استروژن و پروژسترون را ترشح مي کنند که ديواره رحم را براي دريافت تخم بارور آماده مي سازند. همچنين تخمدان ها توليد هورمون هاي مردانه (آندروژن ها) مثل تستوسترون را نيز برعهده دارند. اگر بعد از تخمک گذاري بارداري رخ ندهد، ترشح استروژن و پروژسترون کاهش مي يابد و ديواره رحم در طول قاعدگي ريزش مي کند.
در سندرم تخمدان پلي کيستيک، ممکن است غده هيپوفيز مقادير بالاي هورمون سازنده جسم زرد ترشح کند و تخمدان ها مقادير بالاي آندروژن ها را توليد نمايند. اين امر چرخه طبيعي قاعدگي را مختل مي سازد و مي تواند سبب ناباروري، پرمويي بدن و آکنه گردد ]25[.
2- انسولين بالا:
انسولين هورموني است که توسط پانکراس توليد مي شود و به سلول هاي بدن اجازه مي دهدکه از قند (گلوکز) استفاده کنند. قند منبع اوليه انرژي بدن است. اگر بدن دچار مقاومت به انسولين باشد، توانايي اش براي مصرف بهينه انسولين مختل مي گردد و پانکراس براي مهيا کردن گلوکز مورد نياز سلول ها، انسولين بيشتري ترشح مي کند. تصور مي شود که انسولين بالا، سبب افزايش ساخت آندروژن ها در تخمدان ها مي گردد]23[.
3- درجه هاي پايين التهاب:
گلبول هاي سفيد خون در طي فرايند التهاب، براي مبارزه با عفونت ماده اي را ترشح مي کنند. استفاده از بعضي از غذاهاي خاص در افراد مستعد مي تواند سبب ايجاد پاسخ التهابي گردد. در اين شرايط گلبول هاي سفيد ماده اي را توليد مي کنند که مي تواند سبب مقاوت به انسولين و تجمع کلسترول در رگ هاي خوني شود (آترواسکلروز). آترواسکلروز موجب بيماري هاي قلبي مي گردد. تحقيقات نشان مي دهد که زنان مبتلا به PCOS، درجات پايين التهاب دارند]28[.
4- وراثت:
يکي ديگر از عوامل دخيل در سندرم تخمدان پلي کيستيک عوامل ژنتيکي مي باشد و محققان به دنبال امکان ارتباط ژن هاي جهش يافته با PCOS هستند به طوري که احتمال ابتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک در زناني که خواهر يا مادر مبتلا به تخمدان پلي کيستيک دارند نسبت به ساير زنان بيشتر است. مطالعات خانوادگي روي زناني که دچار سندرم تخمدان پلي کيستيک هستند نشان داده است که يک وارثت اتوزومي غالب در بسياري از بيماران رخ داده است و پدران زناني با PCOS داراي موهاي غير طبيعي مي باشند، همچنين مادر و خواهران اين زنان دچار هيرسوتيسم و فقدان يا بي نظمي قاعدگي هستند]26[.
5- رشد غير نرمال جنيني:
تحقيقات جديد نشان مي دهد که مواجهه زياد با هورمون هاي مردانه (آندروژن ها) در طول دوره جنيني مي تواند ژن هاي نرمال را به طور هميشگي از عمل طبيعي خود باز دارد (پروسه اي که به نام بيان ژن ناميده مي شود). به اين ترتيب ممکن است الگوي مردانه گسترش چربي ها در شکم که ريسک مقاومت به انسولين و درجات پايين التهاب را افزايش



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید